ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

367

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

از امكان رقابت خارجيان در انديشه شدند و تخمهاى فروخته شده را قبل از تحويل به خريدار به نحوى دود مىدادند كه در نطفهء آن خلل وارد شود . سيب ، گلابى ، گيلاس و آلو تنها در مناطق كوهستانى كه ميوه در آن آهسته رشد مىكند و دير مىرسد ، داراى عطر كامل مىگردند ؛ در دشتها اين ميوه‌ها گس و بىمزه است . آلوى بخارا كه طعمى ترش و مفرح دارد مورد علاقهء همگان است ؛ وقتى آن را پوست بكنند و در آفتاب بخشكانند ديگر در همه جا مىتوان آن را مصرف كرد . مىبينيم كه انواع و اقسام آب و هواى اين سرزمين باعث شده كه از نظر ميوه در آن وفور نعمت باشد و از خرما گرفته تا انواع آلوهاى شمالى بدست آيد . از طرف مردم نيز براى كشت و نگاهدارى ميوه سعى و تلاش فراوان مبذول مىشود ؛ مع هذا هرگاه اوضاع و احوال مملكتى و دولتى مانع ترقى و پيشرفت در اين سرزمين نمىبود امكان اين وجود داشت كه بىنهايت به اين رشته توسعه داده شود . از ميان ميوه‌هاى روغنى بيش از همه كرچك كاشته مىشود . ظاهرا اين گياه به حرارت متوسط معتدلترى نيازمند است ، زيرا من تقريبا نه تنها در سراسر دشتها به آن برخوردم بلكه در ارتفاع شش هزار پائى از سطح دريا در روستاى كوهستانى دهگردو واقع در جنوب اصفهان نيز با آن مواجه شدم ولى البته در اينجا ديگر چندان بالنده و شاداب نبود . اما در عوض در حوالى خود اصفهان اين گياه خيلى پرپشت مىرويد ؛ طرز تهيه و آمادگى زمين براى آن مانند پنبه‌كارى يا خيار و خربوزه است و يا حد اقل اينكه من كرچك را با آنها مخلوط و يك‌جا ديده‌ام . روغن كرچك منحصرا براى روشن نگاهداشتن چراغ به كار مىرود و به همين دليل به آن بيشتر « روغن چراغ » مىگويند . رنگ آن قهوه‌اى است و خودش غليظ با بوئى نامطبوع ، اما شعله‌اى روشن و تميز بدست مىدهد . روغن كرچك را اغلب از طريق پختن و كمتر از راه فشردن هسته‌ها بدست مىآورند . در طب عاميانه به عنوان وسيله‌اى مؤثر در علاج اسهال و اسهالهاى خونى به كار مىرود . كنجد را در حوالى كرمان ، اصفهان و شيراز بسيار مىكارند ولى نزديك تهران هم بدست مىآيد . ايرانيها بندرت كنجد مصرف مىكنند بلكه آن را به قيمت خوب به ارمنيها و هنديهائى كه در اين مملكت مقيمند و در ايام صيام غذاى خود را با آن مىپزند مىفروشند . اصفهانيها عصارهء تخم صيفيها و پنبه را مىكشند و قدرى روغن سوخت بدست مىآورند . ايرانيها اصولا در غذاى خود هيچ روغن گياهى نمىريزند ؛ مردم متمكنتر با اضافه كردن قدرى كره و طبقات كم‌درآمد با دنبه ، چربى مورد لزوم را بدست مىآورند . حتى روغن زيتون را نيز منحصرا براى سوخت و تهيهء صابون چرب مورد استفاده قرار مىدهند . به‌هرحال راه تهيهء روغن را هم به صورتى كه قابل خوردن باشد نمىدانند ؛ هميشه روغنها كدر و بدبوست و دستگاه روغن‌كشى هم كه چندين سال قبل توسط پيمانكاران روسى به راه انداخته شد به همين دليل به زودى تعطيل گرديد . درخت زيتون فقط در نواحى