ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

345

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مشرق زمين است به ايرانيان نيز نسبت مىدهند . اما هركس فرصت داشته باشد كه اين قوم را از نزديك زير نظر بگيرد به زودى به اين خطا واقف مىشود و دربارهء پشتكار و فهم و شعور آنها در مورد كشاورزى و امور صنعتى نظريات بهتر و مساعدترى كسب مىكند . ايرانيان از قديم‌ترين ملل متمدنى بشمارند كه تاريخ مىشناسد و هرچند سوء اداره ، تعويض سلسله‌ها ، جنگهاى داخلى و مذهبى ، هجومهاى ويران‌كننده و عبور قبايل سكائى و تاتارى در طول قرون متمادى قدرت را از آنان سلب كرده باز در آنچه به كشاورزى مربوط است هرگز سنتها و عادات بسيار كهن خود را به دست فراموشى نسپرده‌اند . سركرده‌هاى قبايل جنگجو به سرعت قدرت را از دست يكديگر مىگرفتند و به قلع و قمع يكديگر مىپرداختند ؛ اما طبقه‌اى كه روى زمين كار مىكرد از تمام اين حوادث به سلامت جست و همچنان به كشت و كشتكارى صرف همت كرد . بدين طريق است كه هم‌اكنون نيز در سرزمينهائى كه ديگر به ايران متعلق نيست ، در سكستان ، خيوه ، بخارا ، افغانستان و غيره سكنهء اصلى اين مناطق را مىبينيم كه گردن در زير يوغ بيگانه دارند و به نام تاجيك به كشاورزى ، كسب و تجارت مشغولند . از طرف حكومت فعلى ايران به كشاورزى مملكت كوچكترين كمك و مساعدتى نمىشود ؛ اما با وجود اين به محض اينكه مختصر آرامش و نظم و نسقى در مملكت بوجود مىآيد باز فلاحت سربلند مىكند و نضج مىگيرد . برزگران هيچ توقعى نسبت به كمك ندارند چه از راه مشاوره باشد و چه از طريق عمل ؛ اينها فقط به اين خرسندند كه فشار و باجگيرى حكومت از مرحله‌اى نگذرد كه زندگى آنان را غير ممكن سازد . زمين قابل كشت به فراوانى وجود دارد ، اما در زير آسمان بىباران ايران هرگاه نخواهند كه همه چيز به خاكى بىحاصل و خشك بدل شود بايد قبل از هر كار ديگر آب لازم را به آن برسانند . احتياج ما در اختراع است و به همين ترتيب هم ايرانيان از مدتها پيش تيزهوشى خود را به كار انداخته‌اند تا به انحاء مختلف كمبود برف و باران را جبران كنند . رايج‌ترين تمهيداتى را كه براى آبيارى مصنوعى مزارع به كار گرفته‌اند چنين ذكر مىكنيم : 1 . قناتها ، 2 . تقسيم و انشعاب رودخانه‌ها ، 3 . سدها و بندها ، 4 . چاهها . پيدا كردن چشمه‌ها و تعبيهء مجراها و كاريزها شغل خاصى است كه متصدى آن را مقنى مىگويند . از طرز تشكيل زمين و همچنين از برخى علائم و من جمله وجود گياهان ، مقنى با اطمينان نسبى به وجود يك چشمه در اعماق زمين پى مىبرد . اما براى اينكه علم خود را جامه‌اى از اسرار بپوشاند ، معمولا چنين وانمود مىكند كه توده‌اى مه كه به هنگام طلوع آفتاب بر فراز آن موضع در تموج بوده از اين راز پرده برداشته است . در آن موضع لاجرم چادر كوچكى مىزنند كه تا اندازه‌اى آنها را از پرتو سوزان خورشيد محافظت كند و كارگران درحالىكه بر زمين زانو زده‌اند با بيلهاى دسته كوتاه در زمين حفره‌اى مىكنند به قطر حدود يك متر و بيست سانتيمتر . وقتى