ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
343
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
عنوان مركب شخصى از دو اسب اصيل آزموده استفاده مىكند . اسبهاى اصيل را زياد از حد مىپوشانند ، يكى از آن جهت كه دچار سرماخوردگى نشوند و ديگر از آن رو كه موهايشان كوتاه و شفاف بماند . سواى جل شبها بر آنها نمدهاى بزرگ و سنگين مىافكنند به صورتى كه ، به استثناى سر و دست و پا بقيهء بدن آنها تماما پوشيده مىماند . اسب از اين طريق چنان سست و ضعيف مىشود كه بخصوص اسبهاى تركمنى همهء مقاومت ذاتى خود را در برابر تغيير هوا از دست مىدهند . وسايل زين و برگ ( يراق ) عبارت است از بالشى مخصوص پشت اسب ( شيركى كردى ) كه روى آن نمدى كوچك ( توزين ) قرار مىگيرد كه تازه زين را به روى آن مىگذارند . خود زين چهارپايهاى است چوبى كه حالتى نرم و فنرى دارد و پوست شتر روى آن كشيدهاند ؛ معمولا بالشى مخملى هم بر روى آن مىگذارند زيرا ايرانيها دوست دارند حتى المقدور جايشان روى اسب نرم باشد . جلو زين كه محكم و ستبر است و به حالت عمودى قرار گرفته اغلب با صدف آراسته و تزئين شده است . ركاب پهن است چنان كه تمام پا را در خود مىگيرد و لبههاى آن داراى تيزى است زيرا از آن به عنوان مهميز استفاده مىشود ؛ ركاب فقط تا سه چهارم زير شكم اسب مىرسد ، در نتيجه ايرانيها به حال چمباتمه روى اسب مىنشينند درحالىكه رانهايشان تقريبا به حال افقى قرار گرفته است . دهنه را با تجمل بسيار با طلا ، نقره و فيروزه مىآرايند ؛ ميلهء دهنه عبارت است از يك اهرم كوتاه فوق العاده محكم كه زنجير پوزه را به آن جوش دادهاند . اين زنجير ، هرگاه سوار دست سنگينى داشته باشد ، و فشار و ضربهاى قوى وارد آورد از دهان اسب خون جارى مىسازد . اسب در اين مواقع به سهولت بدلگامى مىكند ، يا اگر دهنه را ناگهان بكشيد يكباره از جا مىكند . به محض اينكه سوار فرود آمد « زينپوش » به روى اسب مىاندازند و آن اغلب چهلتكهاى است ابريشمدوزى شده كه از رنگهاى دلكش تركيب يافته است . در رشت انواع فوق العادهاى هنرمندانه و زيباى آن را تهيه مىكنند . در شهرها مهتر زينپوش را پيشاپيش اسب بر دوش خود حمل مىكند . نعل در سراسر مشرقزمين شكلى كاملا متفاوت با نعلهاى اروپائى دارد . آهن را نمىگدازند بلكه آن را سردسرد به شكل صفحهاى درمىآورند . در مصر اين صفحه كاملا بسته است اما در ايران براى آنكه بيشتر به آن حالت فنرى بدهند آن را به شكل بيضى درمىآورند كه شكاف باريكى به طرف عقب دارد . اين صفحهها كه به اندازههاى مختلف است به سم اسب ميخ مىشود و آنگاه قسمتهاى اضافى را از دور آن مىبرند . هرچند كه اين روش ناقص به نظر مىآيد من خود اطمينان حاصل كردم كه نعل بندرت مىافتد و همه جاى آن به صورت يكنواخت سائيده مىشود تا اينكه ضخامت آن به قطر يك حلبى برسد . بر سطوح هموار و صيقلى و همچنين در يخبندان سوارى بر اسبى كه اينگونه نعلبندى شده باشد نه تنها بسيار خطرناك ، بلكه تقريبا