ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
333
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
خشن ، و لائى مىخورد . به همين دليل به اصلاح نژاد و به پشم چينى گوسفند چندان توجهى نمىشود . موقع معينى را براى چيدن پشم در نظر نمىگيرند ؛ هركس هر وقت دلش خواست پشم دامهاى خود را با قيچى عادى و معمولى مىچيند بدون اينكه قبلا آنها را شسته باشد . چون همانطور كه ذكر شد ايرانى فقط به صورت استثنا گوشتى بجز گوشت گوسفند مىخورد ، به ناچار براى تأمين مصارف روزانه مدام تعداد زيادى گوسفند ذبح مىشود . حتى قوچهاى جوان را هم ذبح مىكنند و فقط به تعداد لازم از آنها براى دامدارى نگاه مىدارند . با وجود مصرف بسيار داخلى گوشت ، باز بازار صادرات گوسفند رونق دارد كه از طريق كردستان به تركيهء عثمانى و قفقاز صورت مىگيرد . از بز شير خوب و پشم عالى بدست مىآيد . گوشت بز چون اسهال مىآورد كمتر از نظر غذائى مورد توجه است . پشمهاى خشنتر و زبرتر به كار بافندگى و روپوش چادرها مىخورد ، درحالىكه پشمهاى نرمتر را كه به آن كرك مىگويند براى تهيهء نمدها و منسوجات لطيفتر مورد استفاده قرار مىدهند . از كرك مرغز ، كه بهترين نوع آن در نواحى كرمان و مشهد تهيه مىشود ، شالهاى لطيف ايرانى را مىبافند و قسمتى ديگر از آن را از طريق يزد و بندرعباس به هندوستان صادر مىكنند . گاو مرغوب با اين علوفهء خشك و ساقهء كوتاه و نمكدار كه به آن مىدهند پرورش نمىيابد . از اينها گذشته در نگاهدارى و نظافت آن كوتاهى مىشود . گوشت گاو سفت و لاغر است و فقط كمدرآمدترين طبقات از آن مصرف مىكنند . به همين دليل شبانان فقط به پرورش تعداد كمى گاو همت مىگمارند آن هم براى فروش ، يا به عنوان حيوان باركش . چون هيچ نظارتى در دشتها و مراتع نيست طاعون گاوى اغلب كليهء رمههاى يك ناحيه را از ميان مىبرد و فقط وجود مناطق بيابانى فاصل و در نتيجه عدم ارتباط بين نواحى ، باعث مىشود كه از اشاعهء بيشتر بيمارى جلوگيرى شود . در ساحل درياى خزر ، در ولايت مازندران به تعداد تقريبا زياد گاو كوهاندار ديده مىشود درحالىكه اين حيوان در اقليم خشك عراق عجم تاب مقاومت ندارد . گلههاى گاوميش در باتلاقهاى مازندران بسر مىبرند . شير گاوميش را بخصوص اگر قدرى ترش شده باشد مىپسندند ؛ اما گوشت آنچنان طعم نامطبوعى دارد كه آن را تقريبا غير قابل استفاده مىكند . گاوميش در بعضى از نواحى ايران به عنوان حيوان باركش مورد استفاده قرار مىگيرد و در اين صورت آن را مانند اسب نعل مىكنند . شتر ، و آن هم شتر دوكوهانهء بلخى ، براى قبايل و عشايرى كه كوچ مىكنند از نظر حمل و نقل زنان و فرزندان ، خيمهها و ساير لوازم و مايحتاجشان ، حيوانى است كه وجودش حتما لازم و ضرور است ؛ زيرا اين حيوان به راحتى بارى به اندازهء يكصد و پنجاه تا دويست كيلوگرم و موقعى كه فحل است حتى 250 تا سيصد كيلوگرم را براحتى و سهولت حمل مىكند .