ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
305
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
نياز اصلى مسافران و حيوانات در ضمن مسافرت زمستانى آب آشاميدنى است . تأمين آب در بيابانهاى نمكزار با مشكلات فوق العاده همراه است ؛ مثلا قابل يادآورى است كه آب آشاميدنى ناچيز ايستگاه حوض سلطان واقع در سر راه قم را با كشيدن مجراى آب سرپوشيدهاى به طول چهار ميل تأمين كردهاند . اما در هر كجا كه بهطور مطلق نتوان در آن مجراى آب تعبيه كرد آبانبارهاى عظيمى مىسازند . اين آبانبارها در زمستان با آب برف و باران پر مىشود و احتياج آب مشروب تابستان را تأمين مىكند . براى غير قابل نفوذ كردن ، سطح ديوارهاى آبانبار را با سمنتى به نام ساروج كه از آهك زنده ، خاكستر حمام « 6 » و لوئى فراهم آمده است مىپوشانند . اين سمنت در مقابل رطوبت بسيار خوب دوام دارد اما هرجا خشك باشد ، به سهولت تكهتكه مىشود و در يخبندان مىتركد . به همين دليل آبانبار را خوب مىپوشانند و در برابر اشعهء خورشيد و يخبندان محافظت مىكنند و حد اقل يكبار در سال به نظافت آن مىپردازند . بدين ترتيب آب موجود در آن در سراسر تابستان تازه و مطلوب مىماند ؛ بسيارى از مردم آب آبانبار را بر ساير آبها و بخصوص آب چاه ، ترجيح مىدهند . در غير اين صورت آب بدطعم ، گنديده و چنان با مواد حيوانى آميخته مىشود كه فقط در صورت داشتن عطشى فوق العاده و غير عادى مىتوان ميل به آشاميدن آن كرد . برطبق قوانين اسلامى آب جارى و همچنين آب راكد به شرطى كه از مقدارى معين كمتر نباشد هرگز نجس نمىشود . با اعتقاد به اين اصل ، ايرانى كثيفترين آبها را مىنوشد يا با آن چاى و غذا تهيه مىكند . اما در نظر اروپائى آب بايد داراى خصوصياتى ديگر ، سواى ملاحظات شرعى باشد ، ازاينرو اغلب نمىتواند بر حس اكراه و تنفر خود غلبه كند . در ماه اوت سال 1859 « 7 » ناچار شدم به علت خستگى الاغها و قاطرها در كاروانسراى شور آب ، آخرين توقفگاه قبل از قم درنگ كنم . در آنجا جز پنير نمك سود چيزى براى خوردن بدست نياوردم . بدون اينكه به فكر تشنگى باشم چندان از آن پنير خوردم تا سير شدم ؛ هنگامى كه پس از آن آب آشاميدنى خواستم مستخدم آبى سبزرنگ ، غليظ و مملو از انواع اجزاى حيوانى آورد كه من علىرغم عادتى كه داشتم باز نتوانستم آن را فرو بدهم . بخت يارم شد كه توانستم پس از دوازده ساعت با آب شور نمكزار عطش خود را فرو بنشانم ! بدون تفاوت در مقام و حسب و نسب ، هر واردى حق دارد به هر اندازه كه لازم داشته باشد از فضاى كاروانسرا اشغال كند و تا هر وقت كه صلاح ببيند در آنجا درنگ كند ؛ از اين بابت هم چيزى نبايد پرداخت . براى برقرارى نظم و نسق كسى به نام « دالاندار » گمارده شده است كه معمولا عليق حيوانات و همچنين گاه نان ، برنج ، كره ، پنير ، هيزم و هندوانه و
--> ( 6 ) . اين خاكستر از سوزاندن تپاله و كاه حاصل مىشود ، در نتيجه داراى سيليس بسيار است . ( 7 ) . برابر با 1276 ه . ق . - م .