ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
296
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
هم از خود ندارد . « اركان و اعيان دولت » در ولايات عبارتند از : حكام كه براى رشتههاى مختلف ادارى وزرائى در كنار خود دارند . حاكم از طرف شاه به مدت يك سال به كار منصوب مىشود . حكام جزء را خود حاكم عزل و نصب مىكند . مملكت فعلا به بيست « حاكمنشين » يا « ولايت » تقسيم مىشود : 1 - آذربايجان كه مركز آن تبريز است ؛ 2 - خمسه كه مركز آن زنجان است ؛ 3 - همدان ؛ 4 - قزوين ؛ 5 - تهران ؛ 6 - قم ؛ 7 - كاشان ؛ 8 - اصفهان ؛ 9 - شيراز ؛ 10 - يزد ؛ 11 - كرمان ؛ 12 - ملاير - تويسركان ؛ 13 - خراسان كه مركز آن مشهد است ؛ 14 - عربستان ( خوزستان ) كه مركز آن شوشتر است ؛ 15 - كرمانشاه ؛ 16 - كردستان كه مركز آن سنه است ؛ 17 - استرآباد ؛ 18 - گيلان كه مركز آن رشت است ؛ 19 - مازندران كه مركز آن سارى است ؛ 20 - بروجرد . هر ولايت به بلوك تقسيم مىشود با شهرها ، قصبهها ، قصبچهها و دهها . رياست شهر با كلانتر است و رياست محلات با كدخدا . عشاير و چادرنشينان از نظر قضائى و حقوقى تابع حكام نيستند بلكه از رؤساى خود كه « ايلخانى » ناميده مىشوند تبعيت مىكنند . ايلخانى خود مقامى در عرض وهمشان حاكم دارد و از « اركان دولت » بشمار مىآيد . در مورد كارمندان و خدمهء دربار ( نوكران خاص ) تقسيمات زير به چشم مىخورد : « پيشخدمتها » غذاى شاه را مىآورند ، نوشتهها را برايش مىخوانند ، در گردشها همراه اويند و خلاصه بگوئيم كارهاى شخص او را انجام مىدهند ؛ « غلامان » و در رأس آنها « سركشيكچى باشى » در قصر نگهبانى مىكنند و در مسافرتهاى شاه دويست تا سيصد تن آنها سواره و مسلح به تفنگ زير فرمان « يساولباشى » پيشاپيش او مىتازند تا شاه را از حملهاى احتمالى و ناگهانى حفظ كنند درحالىكه يكى از آنان علم سلطنتى را كه نيزهاى است به ارتفاع پانزده پا و پارچهاى قرمز روى آن كشيده شده بلافاصله جلو شاه درحالىكه سوار بر اسب است حمل مىكند ؛ « تفنگچى » ها تيراندازان ورزيدهاى هستند كه تفنگهائى عالى دارند و شكار را به طرف شاه كيش مىدهند و در حقيقت نقش شكاربان در عهدهء آنهاست ؛ « فراشها » زير نظر فراشباشى محل اردو را هموار مىكنند ، چادر سلطنتى را بر - مىافرازند و آن را فرش مىكنند ؛ « فراش خلوت » ها وظيفه دارند كه از فرشهاى اتاقهاى قصر سلطنتى مواظبت كنند ؛ « آبدارها » در مسافرتها آب ، يخ ، ميوه ، شيرينى و روىهمرفته خوردنيها را حمل مىكنند ؛ « آشپزها » و در رأس آنها آشپزباشى در كنار آبدارها زير نظر « ناظر خاص » به انجام وظيفه مىپردازند كه داراى لقب « عين الملك » است . شاه با اينها به علت شغل حساس و خطرناكى كه دارند همواره با ملاحظه رفتار مىكند ؛ « قهوهچى - باشى » وظيفه دارد كه از شاه با چاى ، قهوه و قليان پذيرائى كند ؛ « ايشيك