ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
276
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
بود . اين شهر با تمام اطرافش از مدتها پيش به امام مسقط اجاره داده شده بود . حال امام از پرداخت اجاره استنكاف داشت و آن را از زمرهء حقوق سلطنت خود قلمداد مىكرد . ايرانيها به حملهاى شهر را گرفتند كه بر اثر آن امام ناگزير از تجديد اجاره شد و مبلغى نيز به صورت سكههاى طلاى مارياترز بر آن افزود تا با شاه آشتى كند . چون از نيروى دريائى خبرى نبود و از طرف ديگر ، آن حدود هوائى سخت ناسالم داشت به صورتى كه افراد نيروى ايرانى گروه گروه از بين مىرفتند ، تجديد قرارداد و واگذارى اين ناحيه به عربها عاقلانهترين كارى بود كه حكومت ايران مىتوانست بكند . مراسلهء زير از فاگرگرين « 6 » چشم پزشك سوئدى است كه از چندين سال پيش در ايران بسر مىبرد و خود شاهد حمله به بندرعباس بوده است . وى جزئيات امر را چنان جاندار توصيف مىكند و تصويرى كلى و روشن از لشكركشى ايرانيان بدست مىدهد كه من لازم مىدانم همهء آن را در اينجا بدون كم و كاست بياورم : بندرعباسى ، دوم فوريهء 1855 « 7 » . دو ماه است كه من در اين جهنم هستم ، يعنى جائى كه مانند خوره قدرت و ثروت كشور ايران را مىخورد و به آن بندرعباسى مىگويند . تعداد لشكريان بالغ مىشد به حدود پنج هزار تن از ولايت شيراز و به همين اندازه هم از ولايت كرمان ، همه در حد اعلاى بىانضباطى كه بد تغذيه شده بودند و تقريبا نيمى از آنان به بيمارى تب دچار بودند . پس از رسيدن به بندر ، سپاه مدت هشت روز استراحت كرد . روز نهم ربيع الاول تصميم گرفته شد كه به شهر حمله شود . كارى بود مشكل ، چه اولا همهء فرماندهان به يكديگر حسادت مىورزيدند ، ثانيا سواى من احدى ديگر به وضع آن محل آشنائى نداشت ، ثالثا عربها جدا كمر به دفاع از آن شهر بسته بودند . از صبح زود تا سهء بعد از ظهر دربارهء نوع حمله به گفتگو سپرى شد ، سرانجام تقاضاى مرا پذيرفتند كه سربازان را بدون دادن تلفات تا چهار صد مترى شهر هدايت كنند ؛ و بدين ترتيب علامت حركت داده شد . از آنجا كه از سال پيش مىدانستم ضعيفترين موضع كجاست قشون را به اين موضع ، كه در طرف شمال است ، هدايت كردم و از اين رهگذر تمام استحكامات عربها را كه در طرف مشرق قرار داشت برايشان بلااثر كردم . پس از نيم ساعت راهپيمائى تمام لشكريان به چهارصد مترى شهر رسيدند . عربها چهار پنج بار تيراندازى كردند ، بىآنكه حتى يك نفر زخمى شود . شما هنوز از روش جنگ ايرانيان خبر نداريد . مقايسهء آن با راه و روش جنگ اروپائيان مثل مقايسهء شب است با روز . از محاصرهء منظم با گود بردارى براى ايجاد مواصلات و به كار بردن عرادههاى توپ به هيچ وجه خبر ندارند ؛ حتى هشت هزار نفر سرباز ، ده دوازده عدد بيل هم همراه خود برنداشته بودند . در جنگ ايرانيها هر تصادف و هر امر جزئى مىتواند موجب پيروزى
--> ( 6 ) . Fager Green ( 7 ) . برابر است با 1271 ه . ق . - م .