ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
239
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
با گذشت زمان هرمى برپا مىشود و در پناه آن به زودى درختى مىرويد كه باز به آن دخيل مىآويزند . مردم بخصوص مىپندارند كه مارگيران با ديوها و جن در ارتباطند و منظورشان درويشهائى است كه انواع و اقسام مار ، عقرب و مارمولك را در ميدانهاى عمومى به معرض تماشا مىگذارند . اين حيوانات را تحريك مىكنند ، به دور گردن خود مىبندند و دست خود را در حلقوم آنان فرود مىبرند و با احضار جن و عفريت - با گرفتن پولى - ديگران را نيز در « افسون » خود شريك مىسازند به طورى كه آنها نيز در برابر نيش اين جانوران خطرناك مصون مىشوند . بعضى نيز مدعى مىشوند كه فقط دست راست يا چپ آنها مصون و افسون شده است و فقط با آن دست مىتوانند حيوان سمى را لمس كنند . همهء اين مارگيريها و جادوگريها از طرف شرع منع شده است ؛ منتها در عمل ، اين دوز و كلكها بيشتر از مرجعى كه آنها را منع كرده است طرف توجه عوام قرار دارد . عموما منع خوردن گوشت خوك و حيوانى كه خفه شده باشد رعايت مىشود . مردم مشرق زمين و همچنين مسيحيانى كه در شرق زندگى مىكنند از اين كار تنفر دارند . هر حيوانى كه مىخواهند گوشت آن را مصرف كنند بايد چنان ذبح شود كه خون به راحتى از شريان آن جارى گردد . تنها در هنگام اضطرار و عسر و هرج است كه يك شرقى از اين منع سرپيچى مىكند ، زيرا قدرت عادت و نفرتى كه از كودكى نسبت به اين غذاها به وى تلقين شده خود مؤيد اين نهى مذهبى گرديده است . شيخيها فرقهاى هستند كه با شيعيان تفاوت ناچيزى دارند . مقر اصلى شيخيه در كرمانشاه « 12 » است و بسيارى از مردان چابك مسلح از اين نحله دفاع مىكنند ؛ ولى پيروان اين فرقه در ساير شهرها و حتى تهران نيز هستند . علىرغم خصومت بسيارى از ملاها ، باز شيخيه مدعى تساوى حقوق هستند ؛ مسجدى در تهران دارند و عالمى كه برايشان وعظ مىكند . شيعيان پيشنهادى را كه از طرف شيخيه براى مباحثه با آنها شده بود نپذيرفتند . مبناى نظرى آنان بيشتر تحقيقات و مطالعات ظريفى است دربارهء نحوهء وجود امام مهدى كه قاعدتا بايد در روز رستاخيز ظاهر شود و سفسطهء كليساى روم شرقى ( بيزانس ) را بخاطر مىآورد . شيخيه نيز مانند ساير فرق نوظهور به تنگ فكرى و تعصب ممتازند ؛ در نتيجه مدنيت از آن فرقه چشمداشتى نمىتواند داشت . ايرانيها مقصودشان از على اللهى تمام فرق مختلفى است كه به تجسم خدا در ذات على اعتقاد دارند : هم آنها كه وى را تجسم بلاواسطهء ذات بارى مىشمارند و هم آنان كه او را تجسم با واسطه از طريق حضرت ابراهيم ، حضرت موسى ، حضرت داوود و عيسى مسيح مىپندارند . هرچند كه على اللهيها
--> ( 12 ) . ظاهرا نويسنده كرمانشاه را با كرمان اشتباه كرده است . - م .