ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

235

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

هاى زن كه به جاى آنان از مردهاى باحجاب استفاده مىشود - اغلب سوار بر اسب و با زره و كلاه‌خود به صحنه مىآيند ؛ همچنين كاروانهائى كه بار و محمل خود را بسته‌اند ، از صحنه مىگذرند . بعضى از صحنه‌ها چندان حقيقى پرداخته شده است كه بيننده را تحت تأثير قرار مىدهد و دل او را سخت به درد مىآورد ، ولى روىهم‌رفته مىتوان گفت كه خيلى اين نمايشها را طولانى برگزار مىكنند . شنوندگان هق‌هق مىكنند و مىگريند و چنان با تمام وجود با آنچه در صحنه مىگذرد سهيم مىشوند كه ممكن است كسى را كه در نقش يزيد بازى مىكند با دست خود قطعه‌قطعه كنند . در بعضى از نواحى لرستان كه پاى تمدن به آن نرسيده گويا مواردى پيش آمده است كه بازيگرى مؤثر بازيگران به قيمت جانشان تمام شده باشد ؛ پس كسانى كه نقشهاى منفى به عهده داشته‌اند براى آنكه نگذارند تماشاگران غرق توهم شوند در صحنه‌هاى سخت رقت‌انگيز خود نيز در گريهء مردم شركت مىكردند . برحسب سنت بايد يك ايلچى فرنگى مسيحى در بارگاه يزيد حاضر باشد تا شفاعت اين قربانيان تيره‌بخت را بكند و چون تمناها و خواهشهاى وى اجابت نمىشود خود اسلام مىآورد و مانند آنان به شهادت مىرسد . در اين صحنه ، كه طبق قاعده بايد در روز هفتم تعزيه باشد بازيگران همهء حضور ذهن ، لطف كلام و خوشمزگى خود را به كار مىگيرند . اولين سفير اروپائى كه به دربار ايران آمده گويا با خود يك دوربين لوله‌اى داشته است ؛ بدين جهت براى حقيقى نشان دادن نمايش لازم مىدانند كه ايلچى هميشه درحالىكه چنين دوربينى را زير بغل دارد بر صحنه ظاهر شود . براى لباس اين فرنگى معمولا پوشاك اروپائيها را به عاريت مىگيرند كه در نتيجه اغلب منظره و كاريكاتورهاى خنده‌آورى درست مىشود . مثلا من خود شاهد بودم كه چگونه ايلچى با دخترش كه پسربچه‌اى نقش او را به عهده داشت سوار بر مركوب وارد شد . پسرى كه نقش دختر را به عهده داشت با لباس زنان و دامن پف كرده به صحنه آمده بود ؛ ايلچى درحالىكه دوربين كذائى را زير بغل داشت فرود آمد ، چند قطعه آواز را به تنهائى و به صورت دو نفره خواند و بعد با دخترش بشهادت رسيد . يك‌بار نيز وزير جنگ از من خواست چند تكه لباس از لباسهاى خودم را براى ايلچى بدهم ؛ من فراك و شلوارم را دادم اما كلاه مخصوص را نداشتم چون خودم كلاه ايرانى بسر مىگذاشتم . اين نقيصه را با يك كلاه‌خود اتريشى كه در انبار داشتند مرتفع ساختند و بدين ترتيب بود كه ايلچى با فراك و كلاه‌خود در تعزيه حاضر شد . در بين جمعيت تماشاچى نيز صحنه‌هاى خنده‌آور كم اتفاق نمىافتد ؛ زنان فقيرى كه ساعتها در تنگناى ازدحام بر روى قالى زانو زده‌اند گاه با يكديگر دست بگريبان مىشوند و اين امر باعث تفريح خاطر مردم مىشود ؛ به صورت يكديگر مىكوبند ، روبنده‌ها را از صورت طرف برمىدارند و تا هنگامى كه نوكران دربار مداخله نكرده باشند دست از مجادله نمىكشند . شايع است كه شاه خود چند مفتن را وامىدارد كه زنان را به كتك‌كارى ترغيب و تحريك كنند .