ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
21
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
دريافتهها و آموختهها اكتفا مىكند . خاكى را كه به روى آن پرورش يافته دوست مىدارد اما به وطن دلبستگى چندانى ندارد . به سهولت مىتوان با پول خريدش ، اما اين رشوهگيرى اغلب تحت عنوان ديگرى انجام مىپذيرد . او كه اصلا متعصب نيست دلش مىخواهد كه مؤمن و مقدس قلمداد شود . دو ايرانى كه در منزل هيچگاه نماز نمىخوانند به محض اينكه به هم برسند در اين مورد خاص به وظيفهء خود عمل مىكنند ، درحالىكه هر دو مىدانند قصد فريفتن يكديگر را دارند . در معاشرت ، ايرانى مطبوع هميشه مىداند چگونه مراتب اخلاص خود را ابراز دارد ، و از طرف صحبت خود نيز حتى هنگامى كه چشم ديدن يكديگر را ندارند و به خون هم تشنهاند انتظار رفتار متقابل را دارد . وى هيچ وقت خواهش ديگرى يا توقعى را كه از او دارند به كلى رد نمىكند ، چنين كارى با خلق و خويش مغايرت دارد ؛ پس ترجيح مىدهد كه قول بدهد و بعد به وعده عمل نكند ؛ چنين كارى را همواره نمىتوان به تقلب تعبير كرد ، بلكه بايد دانست اين نوعى ضعف است كه در وجود او خانه كرده . خودش مىگويد نمىخواهد خواهندهاى را « محروم » كند ، پس مىكوشد مطلب را به درازا بكشاند و متقاضى را خسته كند . اما بايد دانست كه متقاضى خود يك ايرانى است و با استدعاى مكرر و اصرار و ابرام مىتواند اينجا و آنجا كارش را از پيش ببرد . از طرف ديگر كم نيستند متقاضيانى كه ماهها با اميد پوچ به اين در و آن درمىزنند و آخرين دينار كيسهء خود را خرج مىكنند تا عاقبت احتياج آنان را وادار به ترك محل مىكند . اروپائى كه با اين جنبه از خوى و خلق ايرانى آشنائى ندارد بخشم مىآيد ؛ اما بهتر آن است كه ما با وضع موجود كنار بيائيم و به وعد و وعيد هم دلخوش نباشيم . ايرانى كه طبعا گشاده دست نيست نمىتواند از رسم موجود سرپيچى كند ، پس به محض اينكه كسى از چيزى كه متعلق به اوست تعريف و تمجيد كند فورا آن را به طرف مىبخشد ، اگر از قليان او ، اسب او . . . تعريف كنيد فورا مىشنويد كه مىگويد : « پيشكش ، مال شماست » . و هرچند كه اين كلمات ، تعارفى توخالى بيش نيست باز گاه در مورد بعضى از اشياء غير مهم اين بخشش عملى مىشود . در نتيجه به اروپائيان توصيه مىشود كه از مدح و ثناى فراوان بپرهيزند و به همين ترتيب از اصل « هيچچيز را تحسين مكن » پيروى كنند ، چه در غير اين صورت خود و ميزبانشان را دچار مخمصه مىكنند . ايرانى ميل خاصى به خيالبافى و چيزهاى پنهانى و اسرارآميز دارد ؛ هر انجمن پنهانى توجه او را به خود جلب مىكند ، براى هر فرقهء جديد دينى فورا طرفداران بسيارى پيدا مىشود ؛ به همين ترتيب هم هست كه مثلا فراماسونرى مورد علاقهء خاص او قرار مىگيرد . فراماسونرى را در فارسى « فراموشخانه » مىگويند . برحسب تصادف كلمهء فرانسوى Francmacon با كلمهء فارسى « فراموش » شباهت دارد . بدين جهت شايع شده بود كه هركس وارد لژ شود زندگى قبلى خود را به دست فراموشى مىسپارد . پس از بازگشت خيلى از ايرانيان از انگلستان در دورهء محمد شاه و در دورهء جديد با هيأت نمايندگى