ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

168

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

او وابسته است ، حتى هنگامى كه با وى رفتارى درخور نكرده باشند . در عمل نيز بسيار اتفاق افتاده است كه چنين نوكرانى پس از آنكه اربابشان دچار بىمهرى شده و در مضيقه قرار گرفته است ، باز در خدمت صادقانهء خود پا فشرده‌اند ، با وى زجر كشيده‌اند و هرگز از ابراز مراتب احترام خود به او دريغ نكرده‌اند ، همان لقب دلخواه سابق و تملقات رايج را در موردش به كار بسته‌اند و همچنان چشم‌براه مانده‌اند تا باز ستارهء سعدش طالع شود . از طرف ديگر اين رئيس قبيله در قبال اين همه صداقت و استقامت به نوكرانش پاداش شايسته مىدهد . بعضى از خانها كه دچار تنگدستى مىشوند آخرين درهم و دينار خود را جمع مىكنند تا با آن مخارج زيردستانشان را تأمين كنند و هرچند كه ممكن است لباس اين نوكران سخت فرسوده و نخ‌نما باشد باز خان از اينكه از تعداد آنان چيزى كاسته نشده خرسند است . اصولا نوكر نسبت به اربابش مناسبات پدرسالارى را رعايت مىكند . نوكر از اميدها و غم و غصه‌هاى اربابش خبر دارد زيرا ارباب هيچ‌چيز را از « نوكر محرم » خود مخفى نمىدارد و برعكس تمام مطالب ممكن را كه به آهستگى و در خفا صورت مىپذيرد ، چه در خانه و چه به هنگام سوارى و گردش در شهر ، با وى در ميان مىگذارد . ايرانى هيچ ناراحت نمىشود از اينكه در حين انجام دادن مذاكرهء مهمى با كسى ، نوكرى هم ميان دو لنگهء در يا جلو پنجره ايستاده باشد و بدقت به همه چيز گوش بدهد و حتى گاه در مذاكرات هم شركت كند و بدون اينكه كسى از وى خواسته باشد نظر خود را بگويد و با ارائهء دلايل به حمايت از ارباب خود برخيزد . من خود بارها ناظر بوده‌ام كه در حين مهمترين گفتگوهاى ادارى نوكر صدراعظم رشتهء سخن را بدست مىگرفت و حتى مخالفت خود را ابراز مىداشت . از طرف ديگر نوكر هم توقع دارد كه ارباب گرفتاريهاى وى را بفهمد ، از وضع و حال او جويا شود و با وى رفتارى خودى داشته باشد ؛ و هرگاه چنين توقعى ارضا نشود او خود را در خانه بيگانه احساس مىكند و فقط بر خلاف ميل و رغبت به چنين خدمتى ادامه مىدهد . وى مفهوم جمع المال بودن پدرسالارى را حتى به كيسهء اربابش تسرى مىدهد . مثلا هرگاه به وى چند تومان بدهند كه برود خريد كند ، وى پولهاى طلا را در كيسهء پول كوچكى كه چند پول سياه هم از پيش در آن بوده مىاندازد ؛ اگر بلافاصله او را صدا كنند و بپرسند چقدر پول دارد وى در جواب خود پولى را كه گرفته با پول سياهى كه قبلا داشته جمع مىكند و رقمى را مىگويد . در بازار نيز از كيسهء مشترك همه جور خرجى مىكند چه براى خودش و چه براى اربابش . هيچ‌وقت پرواى حساب پس دادن را ندارد زيرا مطابق با سنن اين سرزمين وى محق است كه ده درصد بيش از آنچه در واقع داده است به حساب بياورد و تازه بعد از همهء اينها اگر پولى كسر بياورد باز انواع و اقسام دروغ و دغل آماده در چنته دارد . به همين ترتيب از بردن و خارج كردن ارزاق از خانه هيچ ناراحتى به خود راه نمىدهد ، چه هرگاه مچش را بگيرند مجازات سختى در انتظارش نيست ، زيرا وى را بالاخره خودى و از اعضاى خانواده محسوب مىدارند . حال اگر گناه بزرگى مرتكب شده باشد باز توقع