ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

141

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

( Alair ) ، تيمور و قس علىهذا . براى اجتناب از اختلاط و اشتباه اسم ناحيه‌اى كه عشيره در آنجا ساكن است - مانند على اصفهانى - يا نام خود طايفه - مثل محمود قره‌گزلو - بدان اضافه مىگردد ؛ يا اينكه القابى حاكى از خصوصيات صاحب نام به كار مىبرند همچون كج‌دماغ ، قاطر ، بنگى ، ترياكى و غيره . . . در هفت سالگى پسربچه از حرمسرا بيرون مىآيد تا از آن پس ديگر در بيرونى زندگى كند . در بين اصناف و طبقات محترمتر رسم است كه براى كودك لله اختيار مىكنند تا در كار آداب‌دانى ، خواندن و نوشتن ، قرآن و فهم آثار شعراى ملى وى را تعليم دهد ، و بيش از همه در آموختن رفتار خوب و حفظ نزاكت تأكيد دارند . بچه بايد در حضور بزرگترها آرام باشد ، از آنها سؤالهاى بچگانه نكند ، اصولا در مذاكرات شركت نجويد ، بلكه از سالهاى نوجوانى وقار و طمأنينهء بزرگان را داشته باشد . در غياب پدر يا پس از مرگش اغلب ديده مىشود كه پسرى هشت ساله مقام افتخارآميز رئيس خانواده را احراز مىكند ، به واردان خوش‌آمد مىگويد ، حالشان را مىپرسد و به خدمتكاران دستور مىدهد براى مهمانان قهوه و چپق يا قليان بياورند . آن بازيگوشى كودكانه و سرزندگى كه در نظر ما اروپائيان برازندهء پسر - هاى جوان است در مورد جوانان ايرانى و بخصوص در حضور بيگانگان عيب بزرگى شمرده مىشود ؛ هر حركت سريع بچه را منع مىكنند و او را كرخ ، آرام و كم‌حركت بار مىآورند . اگر در خانواده فرزندان بسيارى باشند پس معلمى را سر خانه مىآورند كه به او آخوند مىگويند ، يا آنها را به مكتب مىفرستند ؛ و در هر محلهء شهر مكتبهاى چندى وجود دارد . دخترها با پسرها مشتركا درس را شروع مىكنند ولى نمىگذارند دخترها در مدارس عمومى تحصيل كنند ؛ از هشت سالگى ديگر آنها را از نگاههاى كنجكاوانهء عابران محفوظ و بر كنار نگاه مىدارند . پسرهاى خوش بروبالاى پدر و مادرهاى تهيدست اغلب از هشت‌سالگى به خانه‌هاى اعيان وارد مىشوند و در آنجا به عنوان « غلام‌بچه » بين بيرونى و اندرونى پيغام مىبرند و مىآورند و اندك‌اندك نوكرى ياد مىگيرند : اين رسمى است كه متأسفانه اغلب به دلسردى و خرابى روحيهء اين بچه‌هاى بيچاره منجر مىشود . از نه سالگى دخترها فقط با حجاب به مدرسه مىروند . در خانواده‌هاى كم‌درآمدتر ديگر منتظرند كه اين دخترها را در ده يا يازده‌سالگى شوهر بدهند ؛ حتى من خود شاهد مواردى هم بودم كه با پرداخت رشوه اجازه براى شوهر دادن دختر هفت‌ساله گرفته‌اند ، اما به‌هرحال در خانواده‌هاى معتبر به دختران در سن دوازده يا سيزده‌سالگى جهيزيه مىدهند . يك دختر خوش بروبالا براى پدر و مادرش در حكم سرمايه‌اى است ، زيرا كسى كه بخواهد اين دختر را به زنى بگيرد بايد « شيربها » ئى در عوض بپردازد و از آن گذشته به نسبت زيبائى و رشد جسمى آن دختر بايد مبلغ معتنابهى هم به عنوان « مهريه » تعهد كند . شيربها معمولا به حدود پانصد تومان بالغ مىشود . به همين دليل پدر و مادر در مواظبت ، تغذيه و تهيهء رخت و لباس