ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

129

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

استفاده قرار مىگيرد . براى شكار عادى به چند نوكر سوار احتياج است كه شكار را برمانند ، و سگ تازى كه آنها را تعقيب كند . اين سگها با چنان سرعتى مىدوند كه بندرت ممكن است خرگوشى از چنگ آنها بگريزد فقط ممكن است كه خرگوشها - بخصوص در دشت - به سوراخ قناتها بگريزند و جان بدر ببرند . اين سگ تازى تنها نوع سگى است كه ايرانيها نگاه مىدارند و در زمستان براى حفظ آنها از سرما چيزى به آنها مىپوشانند . ساير سگها را ايرانيها نجس مىدانند و از تماس با آنها مىپرهيزند . در شكارهاى بزرگتر باز و قوش را براى شكار پرندگان و بندرت براى غزال همراه مىبرند . شكار با باز همانطور كه در اروپا در قرون وسطى محبوبيت داشت ، رواج بسيار دارد و باز نامه‌هائى دربارهء تربيت و نگاهدارى آن نوشته شده است . به‌هرحال تربيت باز بسيار پرخرج است زيرا على الدوام به مراقبت احتياج دارد و يك نفر نوكر مخصوص سواره مىخواهد كه در جهت پرواز آن حركت كند و آن را از خوردن گوشت شكار مانع شود زيرا نمىدانند چگونه باز را تربيت كنند كه به گوشت شكار دست نزند و طعمه را براى صاحبش بگذارد ؛ از آن گذشته باز به سهولت به خطا مىرود و ديگر زحمت بسيار مىخواهد كه مجددا آن را بگيرند و ديگر آنكه ممكن است خود طعمهء باز بزرگترى كه قراگوش نام دارد بشود . همين باز كه نگاهش كبك را دچار وحشت مىكند تا جائى كه خود را بدون دفاع به چنگ مرگ مىسپارد ، وقتى خود زبون فرادستى مىشود منظرهء عجيبى ايجاد مىگردد ؛ عقاب دلير به ابهت تمام بر فراز او در پرواز است و ناگهان چون اجل بر قربانى خود كه از فرط وحشت بالهاى خود را نمىتواند تكان بدهد فرود مىآيد و او را طعمهء خود مىكند . همهء اين موارد و بخصوص موضوع پرخرجى - مثلا نگاهدارى يك باز در سال اقلا صد تومان هزينه دارد - باعث شده است كه روز به روز از شكار با باز كاسته شود . ولى هنوز هم نگاهدارى باز از اسباب بزرگى بشمار مىرود . اين باز در حياط بر فراز پايه‌اى نقره‌اى مىنشيند و يك نفر شكارچى در جوار اوست كه دائم گوشت تازهء پرنده به او مىدهد . بهترين مربيان باز از طايفهء زرگرى هستند كه تبارشان به مقدونيها مىرسد . شاهى كه فعلا بر سرير قدرت نشسته سخت به شكار دلبسته است ؛ وى اغلب براى گردش به دشت و صحراى اطراف تهران و شهر رى مىرود و در آنجا ، نزديك به خرابه‌هاى شهر رى ، بر فراز تپه‌اى به نام دوشان‌تپه « 7 » قصر كوچكى مختص شكار دارد . اما در اين ناحيه در اثر شكار مكرر از ميزان صيد كاسته شده است ؛ در اينجا شكار محدود شده است به چند خرگوش ، كبك سرخ ، گاهى گدارى يك آهو ؛ يك‌بار نيز كفتار ، گربه وحشى ، و چند روباه و شغال شكار شد . شكارگاههاى دور تر در ناحيهء زيباى كن ، در درهء سرسبز لار و در دامنهء شمالى البرز در لار و شهرستانك قرار دارد .

--> ( 7 ) . شايد دوشان‌تپهء ديگرى سواى آنچه در تهران شناخته شده ، بوده است . - م .