ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
127
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
آنكه به صورتى محترمانهتر تكدى كنند ، بر اسب مىنشينند « 5 » . سوارى « چاپارى » براى آنان كه بدان عادت ندارند بخصوص سخت خستهكننده است و بايد در هر روز بين 18 تا 24 ميل آلمانى « 6 » طى كرد . از آنجا كه اسبهاى پست هميشه بد هستند ناگزير بايد با ضربهء تازيانهاى بلند آنها را به جلو راند . روز اول سفر تن آدمى كاملا خسته و كوفته است اما هرگاه خستگى شما را بفريبد و بخواهيد يك روز بياسائيد روز سوم باز كار بدتر از روز نخستين مىشود ، و ديگر اصلا فكر پيش رفتن را هم نمىشود كرد . پس بايد علىرغم خستگى باز جلوتر رفت تا اينكه بدن به اين تلاش عادت كند . ايرانى باز در اين مورد هم به قاعدهاى از اين قرار پايبند است كه در روز اول بايد جانب اعتدال را نگاهداشت و در روزهاى بعد تندتر راند . من خود يكبار ، از تهران تا قزوين يعنى حدود بيست و دو ميل ، يكنفس راندم ؛ اما وقتى به آنجا رسيدم ناگزير مىبايست مرا از روى زين بلند كنند و با وجود اينكه قصد داشتم به سفر ادامه دهم باز يك روز به استراحت پرداختم ، و بعد از آن نيز سير سفر را آهستهتر كردم . در اين مسافرتهاى اجبارى شرط لازم اين است كه پيش از آن غذائى سبك مانند تخممرغ ، شير ، چاى و كره بخورند و بعد اين پرهيز از غذاى سنگين را چند روز نگاهدارند . سفر چاپارى چنان سريع است كه براى رسيدن از شمال ايران ، يعنى خوى ، تا بوشهر فقط ده يا يازده روز وقت مىخواهد . هرچند چنين مسافرتى بسيار خستهكننده و طاقتفرساست باز از طرف ديگر گرفتاريها و ناراحتيهاى درنگ در كاروانسرا را ندارد و به عبارت ديگر خطر ابتلا به تبها و بيماريها در آن كمتر است و به همين دليل مسافرت چاپارى به اروپائيانى كه فقط در نظر دارند هرچه زودتر به مقصد خود برسند و منظور ديگرى در سر ندارند توصيه مىشود . تقريبا ايرانى در شهر به هر كجا بخواهد برود با اسب مىرود و البته بايد اين را هم در نظر داشت كه با گل و لاى و چالههاى عميق گذرگاهها در زمستان و گرماى خفهكنندهء تابستان پياده رفتن كارى سخت صعب است . ادب و نزاكت چنين حكم مىكند كه وى آهسته و در معيت تعداد زيادى مستخدم پياده ، از خيابانها سواره بگذرد . اما به محض اينكه از شهر خارج شد و به يك ده نزديك رسيد ، ديگر خدمه هم بر اسب مىنشينند و قافله بسرعت حركت مىكند . هرگاه جوانى ايرانى سرخوش و مسرور از مهمانى برگردد اگر اسب چابكى به زير ران داشته باشد هوس مىكند كه رسم پارتيان را به نمايش درآورد : چهارنعل بسرعت برق مىتازد ، و ناگهان به روى ركاب مىايستد ، به عقب بازمىگردد ، تفنگ را به طرف دشمن خيالى خالى مىكند و بسرعت
--> ( 5 ) . در ايتاليا من نيز با گدايان سوار بر اسب مواجه شدهام ، در ونيز حتى گدايانى هستند كه از خود قايق شخصى دارند . ( 6 ) . هر ميل آلمانى با حدود 5 / 7 كيلومتر برابر است ، اما طى حدود يكصد و هشتاد كيلومتر در روز با اسب سخت عجيب به نظر مىآيد . - م .