ميرزا حاجى بابا محمد تقى شيرازى

69

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى )

شسته و به طباشير يا يكى از آنها يا تنها يا با شيرهء خنكى مصرف دارند . فصل پنجم : قولنج و ايلاوس از جمله مفاسدى كه بر امتلاى روده‌ها و سوء تدبير در خوردن اغذيه « 1 » و سوء هضم در معده مترتب مىشود ، حدوث « قولنج » و « ايلاوس » است . « قولنج » ، عبارت است از اجتماع فضول يا تراكم رطوبات لزجه يا احتباس رياح غليظه در درون رودهء قولون مىباشد كه قولنج واقعى در عرف اطباء ، عبارت از آن است . و « ايلاوس » ، اجتماع و احتباس اين فضول در رودهء دقاق يا صائم است . علامت مشترك هر دو بيمارى ، حبس شكم و دفع نشدن مدفوع است . و اگر درد در زير ناف باشد ، علامت ويژهء قولنج است . و اگر درد و عوارض شديده در بالاى ناف باشد ، علامت ويژهء ايلاوس است كه بسا مىشود در ايلاوس ، قىءهاى شديده شود و فضول عفنه با قىء بيرون بيايد . نوع « ريحى » از احتباس ، تمايز بيشترى از انواع ديگرى آن دارد : در اين حالت ، سنگينى وجود ندارد و درد ، همراه قرقر كردن شكم و جابه‌جائى است به طورى كه هرجا كه ريح توجه نمايد و در آنجا متراكم شود ، گويا سيخى در آنجا فرو مىرود . علاج : همهء اقسام هر دو بيمارى ، علاجى نزديك به هم دارند ؛ چه در همگى بايد توسط ابزارهاى گوناگون درمانى - ، شياف ، اماله و مسهل مشروب - در اخراج فضول محتبسه اهتمام نمود : ملين و شياف : اگر احتباس در قولون و اعور است ، مكرّر آب داغ با روغن بادام شيرين بياشامند و مكرر شيافى از صابونى كه به قدر انگشت سبابهء بيمار تراشيده شود و آلوده به روغن كرچك و نمك باشد بردارد . اگر تفتيح حاصل

--> ( 1 ) . منظور از سوء تدبير در خوردن اغذيه ، فصل اول از باب اول از بخش دوم گذشت . م .