ميرزا حاجى بابا محمد تقى شيرازى

111

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى )

بلكه سابقى ، واصلى و فاصلهء « 1 » ميانه را تراخى مىشماريم . در هرحال ، تشخيص حميات يوميه ، خالى از صعوبت نمىباشد . علاج : پس از تشخيص ، علاج اين تب‌ها در كمال سهولت است : علاج تب‌هاى نفسانى : امورى چند را بايد در درمان اين تب‌ها منظور داشت كه اصل علاج ، قطع سبب موجب تب به واسطهء اعمال ضد آن است ؛ مثلا غضب ، همّ و بىخوابى هركدام سبب تب شده‌اند را با تسكين خشم و هموم و خواب نمودن ، از بين برد و هكذا در ساير موارد . اما تجويز شخصى من اين است كه : به‌عنوان دارو ، روز اول به شرب دو پياله عرق نيلوفر يا عرق كاسنى يا عرق شاهتره كه چهار پنج دانه عناب هم در آن جوشانيده شده باشند با قليلى نبات دستور مىدهم و اگر يبوستى در طبع او باشد ، خصوصا اگر يك دو روز هم اجابتى نشده باشد و گرسنگى صادقه هم نباشد ، يك دو آب اماله از لعاب اسفرزه ، آب جو پخته ، شكر سرخ ، روغن بادام و روغن كره ، خاكشير و نمك تجويز مىكنم . بعد از عمل ، اغذيهء مرطّبهء مبّردهء زودهضم ، مثل آش‌هاى رقيقه كه با گوشت بره يا بزغاله يا جوجهء خروس با اسفناج و گشنيز و كدوى پخته و آلو بخارا يا تمر چاشنىدار مىدهم ؛ مگر در « فزعيه » [ يعنى تبى كه از ترس حادث شده باشد ] و « تعبيه » [ يعنى تبى كه زحمت بدن و خستگى حادث شود ] كه بدون ترشى ، بىخطرتر است . همچنين سبزيجات و ميوه‌هاى باردهء رطبه ، مثل كاهو ، خيار ، هندوانه ، هلو ، آلوچه ، ليمو شيرين ، نارنگى و پرتقال - برحسب اينكه در آن فصل چه چيز حاضر باشد و طبع او به چه مايل باشد - به بيمار مىخورانم .

--> ( 1 ) . منظور اين است كه هم معلولى با آمدن علتش فورا محقق مىشود اما در اين موارد كه سبب سابقى يا واصلى باعث تب شود ، تا آن سبب بخواهد اثر خود را بگذارد ، كمى فاصله مىافتد كه اين فاصله منظور است . م .