علي بن محمد حسينى تبريزى مرعشى
1
قانون العلاج ( فارسى )
كتاب قانون العلاج و مولف آن بسمهتعالى كتاب حاضر تحت عنوان « قانون العلاج » در زمينه پيشگيرى و درمان بيماريهاى و با و طاعون در سال 1311 هجرى قمرى توسط سيد الحكماء مرحوم مير سيد على بن سيد محمد حسينى تبريزى ، از سلسله سادات مرعشى ، به درخواست والى خراسان ، حشمت الدوله ( شاهزاده حمزه ميرزا عموى ناصر الدين شاه قاجار ) تاليف شده است . كتاب مذكور در بردارنده مجموعه اطلاعات علمى آن زمان درباره اين دو بيمارى و راهكارهاى پيشگيرى و درمان آن و مراقبتهاى پزشكى مربوط مىباشد و براى محققين تاريخ پزشكى مىتواند مورد استفاده قرار گيرد و حتى علىرغم پيشرفتهاى علمى روز و دگرگون شدن نگرش علمى نسبت به اين دو بيمارى هنوز در محتواى كتاب نكات سودمندى وجود دارد كه مىتواند زمينههاى پژوهشهاى نوآور را براى پژوهشگران جامعنگر در درمان برخى عوارض جانبى بيماريها فراهم آورد . از كتاب قانون العلاج نمونههايى به صورت چاپ سنگى « 1 » در كتابخانههاى مختلف كشور يافت مىشود . استاد دانشمند و فقيدم مرحوم دكتر محمود نجمآبادى در شماره سوم و چهارم سال سيزدهم مجله جهان پزشكى ( خرداد و تير سال 1338 ) شرح مفصلى درباره حيات علمى مولف قانون العلاج بچاپ
--> ( 1 ) چاپ سنگى يك روش قديمى چاپ است كه نخستين بار در سال 1796 ميلادى توسط يك نمايشنامهنويس فقير بنام آلوئيس زنه فلدر اختراع شد و از آن زمان در اروپا و 8 سال پس از اين تاريخ در كلكته براى چاپ كتابهاى مختلف ( از جمله كتب فارسى ) مورد استفاده قرار گرفت و اما ورود آن به ايران به سال 1250 هجرى قمرى توسط ميرزا صالح تبريزى از دانشجويان ايرانى اعزام شده به اروپا صورت گرفت وى بهنگام بازگشت به ايران يك دستگاه ، ساده چاپ سنگى را با خود به تبريز آورد به اين ترتيب نزديك به نيم قرن پس از بكارگيرى چاپ سنگى در اروپا ، استفاده از آن در ايران آغاز شد . براى چاپ سنگى ابتدا روى يك سنگ مرمر كاملا صاف و سمباده زده شده ( معروف به باسمه ) متن مورد نظر را با قلم آغشته به مخلوط روغن و صابون يا چربى از سمت چپ به راست مىنوشتند سپس سطح نوشته شده باسمه را وارد ظرف مسى كه بدنه آن قيراندود شده و در داخل آن جوهر نمك ( اسيد كلريدريك ) ريخته بودند مىنمودند و پس از يكى دو ساعت آن را خارج مىكردند در اين فاصله اسيد ، صابون را به اسيد چربى و نمك تجزيه مىكرد و چربى مانع تاثير اسيد بر بخش نوشته شده مىشد ، در نتيجه با انحلال تدريجى بخش غير نوشته شده باسمه ، كلمات نوشته شده به صورت كمى برجسته باقى مىماند . در اين هنگام باسمه را با آب و تربانتين مىشستند و سپس با آغشته كردن سطح باسمه به مركب از آن در چاپ صفحات كاغذى كه باسمه روى آنها قرار مىگرفت استفاده مىنمودند . اين اعمال بكمك دست و با سادهترين ابزار انجام مىشد و معمولا بعد از چاپ چند صفحه مجددا آغشته كردن باسمه به مركب چاپ لازم مىشد . سنگ باسمه را مجددا سمباده مىزدند و براى نوشتن متن صفحات ديگر مورد استفاده قرار مىدادند . براى اطلاعات بيشتر مىتوان به مقاله ( ( نسخ و اسناد چاپ سنگى ) ) نوشته آقاى دكتر على اكبر خانمحمدى - مجله گنجينه اسناد شماره 39 و 40 زمستان 1379 مراجعه نمود .