حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

67

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

كه استمساك اعضا بادىست پردازد و در اتصال اعضا خاصه باطنه فتورى راه يابد چنانچه در آخر دق بحصول مىانجامد و در مبحث حميات بعون الملك الوهاب معه اعراض و اسباب مذكور خواهد شد و المناسبة بين المعنى اللغوى و الاصطلاحى مما لا يخفى على ذوى الالباب فافهم و گاهى اطلاق تفتت بر تفرق اتصال استخوان و غضروف كه باجزاء صغار باشد مىكند چنانچه عن‌قريب در همين فصل ان شاء اللّه تعالى مذكور مىشود و منه تفتت الاسنان و سنذكره بعنايته الرحمن تفتت الاسنان آنست كه به بعض اسباب مذكوره در تثقب الاسنان تفرق الاتصال در دندان حادث شود و ريزه ريزه از ان منفصل گردد تفرق الاتصال بنا بر وضوح محتاج تسطير چهره نيست و عبارت از انست كه در اتصال اجزاء اعضا ظاهرى باشند يا باطنى آليه بوند يا متشابه بسببى از اسباب داخلى باشد مانند ورم و انصباب خلط اكال و امثال آنها يا خارجى چون قطع به تيغ و ضربه و ما يناسبها انفصال واقع شود و تفرق اتصالى كه در اعضا باطنه بهروجه كه باشد افتد در محل خود معه ذكر علامات آن مذكورست هذا اكنون بايد دانست كه اين مرض اگر در اعضا بسيطه متشابه واقع شود بانحلال فرد موسوم گردد و بعضى اين لفظ را على ما مر فى باب الالف مرادف تفرق اتصال دانسته‌اند و بالجمله در اين هنگام بحسب اختلاف شكل و زمان و محل و جز آن مختلف و باسم خاص مخصوص مىباشد لكن اختلاف اسامى آن باعتبار محل كما سيجئ ان شاء اللّه تعالى اكثرىست و بعضى ازينها اگرچه درين كتاب به محل خود مسطورند اما بنا بر تكثير فوائد و توفير قواعد در اين مقام نيز تحرير يافتند پوشيده نماند كه عروض اين عارضه اگر در جلد بود از دو حال بيرون نباشد يا دقيق و غير منبسط بود يا بر سبيل انبساط ظاهر شود اوّل را خدش و ثانى را سحج گويند و بعضى حديث العهد را بهر طور كه صورت بندد خدش نامند و قديم الزمان را بهر عنوان كه دست دهد سحج خوانند و الامر بين و لكل ان يصطلح و خدش بفتح خاء معجمه و دال مهمله و سكون سين معجمه و سحج بفتح سين و سكون حاء مهملتين و جيم‌ست و اگر در گوشت بود نيز از دو وجه خالى نبود يا از خارج بدن به رسيدن چيزى موذى باشد يا از داخل آن بسبب نفوذ ماده اوّل را قبل از تفتيح جراحت و بعد آن قرحه و ثانى را پيش از نقيح شدن و بيله و عند التفتيح و قبل الانفجار خراج و پس از ان به شرط عدم ازمان نيز قرحه و در حين مزمن گرديدن و درد وى كم گشتن و صلابت بر دهن شود آن ظاهر شدن و ؟ ؟ ؟ درونسو گوشت سفيد پديد آمدن ناصور نامند و بعضى مضى چله از يوم انفجار در ناصور شرط دانسته‌اند و جراحت بكسر جيم و فتح راء مهمله و الف و فوقانى ساكنه و قرحه بفتح قاف