حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

3

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

امتش اعجاز عيسوى را از درجهء اعتبار انداخته حضرت يوسف با اين حسن صباحت سرمايهء سعادت از نمكدان ملاحتش اندوخته و حضرت سليمان با اين شكوهء سلطنة ره و رسم شاهنشهى از شاطرش آموخته روشن‌ست كه آفتاب عالمتاب اگر سرگرم خدمتش نبودى از فروغ نور و ضيا بىبهره بودى و قمر ضيامنظر اگر داغ غلاميش بر ناصيهء خود ننگاشتى مقامات و منازل عاليه بر جبين سپهر بيمهر نداشتى بلبل خوش الحان در چمنستان جهان اگر به نعتش دستان‌سرا نبودى فال فيروزى از اوراق مصحف گل نگشودى عالىجنابى كه چون از كتم غيب رو بظهور نهاد مصرعه تزلزل در ايوان كسرى فتاد و الا كمالى كه چون پركار لا وانمود دائرهء عدم بر صفحهء وجولات و عزى رسم فرمود اعنى سيد ولد آدم باعث وجود عالم سرور دو جهان افتخار كون و مكان هادى طريق قويم دليل صراط مستقيم پيش‌خرام شفيعان دين نائب رب العالمين معدن گوهر جود و سخا منبع زلال صدق و صفا صاحب تاج و لوا حضرت ابو القاسم محمد مصطفى صلوات اللّه عليه و آله و اصحابه اجمعين الى يوم الدين و بعد از چنين سيد مختار سرور نامدار بجز آل اطهار و اصحاب اخيار كه هريكى ازينها حصن حصين ملك شريعت ركن سكين ايوان طريقت پادشاه مملكت دين متين فرمانرواى قلمرو صدق و يقين شهسوار ميدان اقليم عرفان الهى تاجدار عرصهء كشور فيض نامتناهى زيب مسند عز و علا طراز چاربالش تسليم و رضا موسس اساس فروع و اصول بانى مبانى شريعت شريفه حضرت رسول‌ست عليه و عليهم من الصّلوات افضلها و من التحيات اكملها كيست كه مورد اشعهء شموس صلوات زاكيات و مهبط انوار بدور تحيّات وافيات تواند شد اما بعد بر راى خجسته پيراى عارفان معارف آئين و محققان حقائق آگين و علماى عالىمقام دهر و فضلاى ذوى الاحترام عصر و حكماى فطانت بىنظير و اطباء حذاقت تخمير واضح و لائح باد كه اين مجرم نامه سياه عاصى سراپاى گناه هيچمدان بلااشتباه سيّد ابو القاسم المعروف بمير قدرت اللّه قادرى غفر اللّه له و لوالديه و احسن اليهما و اليه بتربيت والد بزرگوار ع كه باد ابر و رحمت كردگار در عمر هشت سالگى تا بفوائد ضيائيه رسيد و در همان زمان آن هماى اوج سعادت از فرق اين بىبضاعت با اعلى عليين پريد و بعد ازين تا چهار سال در دامان پاك مادر مهربان صانها الله تعالى عن نوائب الزمان چون در يتيم پرورش يافت و درين هنگام كه سنه دوازدهم از عمر گراميش بود همين هدايت بعض اصدقاء صادق المودة و اخلاء خالص المحبت جد مادرى خود مد اللّه ظلهم و سلمهم ربهم به خدمت سراپا بركت اهل علم شتافت و بالجمله از همين سال به حكم خذ العلم من افواه الرجال دامن برزده بكسب علوم نقليه و