حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

52

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

از ان بيالايد بوالتين بفتح موحده و واو مشدده كذلك و الف و فتح لام و فوقانى و سكون تحتانى و نون علتىست كه در هر اندك مدت قطرات اشك از هر دو چشم بچكد و منقطع شود لهذا بدين اسم موسوم شده صرح به الطبرى بسبب حدوث آن غلظىست كه در جفن اعلى يا نتو داخل وى پديد آيد و هرگاه كه نتو موصوف بجفن اسفل يا بطبقهء ملتحمه رسد ظهور دموع به علت اصطكاك صورت بندد و از آنكه امتلا و شرب شراب كثير و بيدارى مفرط موجب تولد ابخرهء غليظه و ارتفاع آنها باعضاء عاليه است باعث قوت سبب و شدت نكايت مىشود فافهم بول الدم آنست كه بسبب انفتاح رگ گرده يا انشقاق آن به رسيدن ضربه يا سقطه بر موضع كلّيه يا اكل طعام حاد حريف كه بانفتاح و انشقاق رگ مذكور انجامد يا به علت ضعف كليه و كبد و عدم امتياز مميزه اينان خون را از مائيت يا بتاكل عروق اعضاء بول بول انسان دم خالص و خون ماحض آيد هذا و بايد دانست خونى كه بانشقاق رگ گرده و انفتاح آن ظاهر شود بىدرد و بىاختلاط مده كثير المقدار باشد و انشقاقى كما لا يخفى اكثر از انفتاحى بود و عروق مثانه از آنكه ضيق دور جرم آن فرورفته واقع‌ند انخراق آنها كمتر صورت پذيرد و چون خون اينها اندك و ناصاف بود چندان برنيايد كه بر ان اطلاق بول الدم كنند و خونى كه بضعف مميزه جگر و گرده ظاهر شود غسالى بود و كلوى نسبت به كبدى اغلظ و سفيدتر باشد چه گرده عضو غليظ و متلذذست پس غذا آن نيز غليظ و اندك باشد فافهم ذلك و آنكه بتاكل عروق اعضاء بول بود اندك و با درد و عقب قروح مجارى و مختلط با مده و منتن الرائحه باشد و كل اذلك غنى عن البيان انتباه بول الدم گاهى از تمدد قوى و كزاز شديد بهم رسد چه مرضين مذكورين بنا بر شدت انضغاط كه از تمدد اعضاء ظاهرى و باطنى دست دهد بانفجار عروق مجارى انجامد بول دموى آنست كه خون در بول ظاهر شود دوم صرف از ممر بول مستخرج نگردد و اسباب آن را به خفيفه بول الدم و انشقاق عروق مثانه است تامل بول فى الفراش آنست كه بسبب استيلاء رطوبت بر عضله كه محيط مثانه است مثانه باسترخاء گرايد و خواب غرق بر آن اعانت نمايد پس بنا بر ضعف قوت ماسكه طبيعت بادنى تنبيه و ارادهء بول را مندفع سازد و از آنكه مزاج اطفال مرطوب باشد اكثر حدوث اين مرض در ايشان دست دهد خاصه در آنان كه در اصل غلقه مرطوب المزاج باشند بوليموس بضم اوّل و سكون ثانى و كسر لام و سكون تحتانى و ضم ميم و سكون واو و سين مهمله بيونانى جوع البقرست و سيجي فى باب الجيم ان شاء اللّه العليم و از آنكه درين علت احتياج اعضا به غذا بشدت باشد بدين اسم موسوم شده چه سوس در زبان يونيان جوع را گويند و بولى بمعنى چيز بزرگ و كلان‌ست فصل چهاردهم در موحده با ها مشتمل بر سه مرض بهق بموحده هاء مفتوحتين و قاف عبارت از تغير رنگ جلد بسوى بياض يا به طرف موادست و اول را