حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
117
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
زيرا كه در ايام اول آثار آنها چندان ظاهر نباشد انتهى انتباه عمده در اين باب اعنى در تفريق حمامين مذكورين آنست كه حرارت دق بعد تناول غذا بيك ساعت يا قدرى زياده از ان مشتعل گردد بخلاف حرارت لثقه كه از اشتعال كذائى خالى بود نوع چهارم در حمى سوداوى و از آنكه اين تب على ما مر روز چهارم يا پنجم يا ششم يا زياده از ان بحسب قلت و كثرت ماده و رقت و غلظت آن بروز يا اشتداد نمايد به تازى ربع بالكسر و كذلك خمس و سدس و جز آن بهر اسمى كه از روز مجيئة يا ازدياد آن ماخوذ بود موسوم باشد و بيونانى ويرا طغرمارس و على ما نقل عن الشيخ طريطاوس نيز نامند و حمى ربع را خصوصا طاسرطاوس خوانند و بالجمله بآيمن ؟ ؟ ؟ حميات سابقه اين تب هم مرت بعفونت ماده خارج عروق و اخرى بتعفن آن داخل آنها عارض گردد لهذا اين نوع نيز به دو صنف بيان يابد اما قبل ازين فوائد چند كه ذكر آنها در اينجا بس مفيد و بسيار ناگزيرست تسطير نمايم فائده از آنكه خمس نسبت بربع نهايت قليل الحدوث و سدس و اخوات آن بغايت شاذة الوقوع و نادرة الوجود باشند و بمشاهدهء فاضل الاطبا جالينوس درنيامدند از كلام معظم اليه انكار حميات مذكوره مستفاد مىشود چه وى مىنويسد كه من در عمر خود ازين تبها غير خمس ضعيف نديدهام و مىگويد همانا كه سبب اين تبها سوء تدبير باشد كه بايجاد و ايجاب حمى پردازد اما امام اوحد بقراط مقر وجود حميات مسطوره است و شيخ الرئيس نوشته كه تجويز چيزى كه بمشاهده مجربى يا عالمى رسيده نباشد مانند آن نبود كه بمشاهدهء جليل القدرى همچو بقراط درآمده باشد و نيز گفته از شخصى ثقه به من رسيده كه وى حمى سبع را ديده و نيز تسطير نموده كه من براى العين مرات بسيار و كرات بيشمار حمى خمس را ديدم و قرشى مىگويد كه در بلاد مصر من اكثر خمس را مشاهده نمودم و شخصى را ديدم كه تب او نيز سيزده روز نوبت مىكرد و شارح اسباب ذكر كرده كه من شخصى را معالجه نمودم كه او را تب روز دهم مىگرفت و مؤلف رح در طب اكبر بيان نموده كه اين درويش نيز عورتى را ديده كه سيزده روز در ميان او را تب مىآمد و شريف المحققين رئيس المتطببين حضرت استاد عليه الاعتماد سلمه رب العباد الى يوم التناد در فوائد شريفى افاده نموده كه دوستى مادر خود را در مقام استعلاج پيش من حاضر آورد و مشار اليها را تب لازم مىماند اما به لحاظ اتفاق و اختلاف اوقات ادوار و اشتداد آن با وجود دلائل ديگر كه بر علل سوداويه دال باشد اجتماع پنج خمس بوضوح پيوست و كار عليله باستعمال تدابير صائبه كه بحمى سوداويهء خصوصيت