حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
103
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
پذيرد و در بدن انتشار يابد و باضرار افعال طبيعى پردازد پس بر اين تقدير على ما لا يخفى فرق در حرارت غريبى و اسطقسى اعتبارى بود و ايضا علامه شيرازى تراكم فضول بدنى را بر اجتماع فضول خارجى در احداث حرارت قياس نموده و شارح رح سبب تسخن در فضلات خارجيه حرارت هوائيه و كوكبيه داشته و قياس علامه را قياس مع الفارق پنداشته و حرارت غريزى بقول ارسطاطاليس و ديگر محققان بر مركب مستعد بائين فيضان نفس و قوى عند فيضان اينان از مبداء فياض فائض مىشود و فاضل الاطبا جالينوس مىگويد كه حرارت غريزى همون حرارت عنصريست كه از مزاج بدن و قوام آن مستفاد مىگردد پس بر تقدير اول فرق فيما بينهما حقيقى باشد و بر تقدير ثانى اعتبارى فائده جليله پوشيده نماند كه بنا بر مذهب تحقيق چون مبداء جمله انواع ارواح و جميع اقسام قوى و همگى انحاء اعضا قلبست و ايضا اول آنها كه در جنين متكون شود و به حركت گرايد و آخر اينان كه سكون در ان رو نمايد و معدن حرارت غريزى و مفضى سخونت طبيعى ويست افاده حرارت غريبى نيز لازم آيد كه از وى باشد و دليل بر مبدائية دل متضرر گشتن ديگر اعضا باذية قلبى و عدم تاذى آن به تضرر آنهاست و كيفيت رسيدن اشتعال بدل بر تقدير بودن مستوقد حرارت عضو ديگر در صورت بودن شريان در ان ظاهرست چه حرارت و اجزاء روحيه و خلطيه كه حامل وى باشند از مسلك شريان كه آن فى الحقيقة جزو قلبست در اندك فرصت بدل اندر شود و در صورت فاقد الشريان بودن عضو حرارت بمجاور و مجاور مجاوران و هكذا تا بعضو ذى شريان رسد پس از ان بدل متاذى گردد و رجوع خون يسير و روح قليل كه بحرارت غريبه مشتعل شده باشد بدل بهنگام انقباض و العضاء ؟ ؟ ؟ شريان نيز از اسباب اشتعال ما فى قلبست انتباه حرارت غضب و تعب و امثال آن با وجودى كه غير طبيعى بود تا به حد ضرر افعال نرسد حمى از ان دست ندهد هذا اكنون بايد دانست كه بدن انسان بتركيب معتدل مركب از سه جزوست يكى اعضاء اصلى كه اساس البدن و حاوى جملهء رطوبات و جميع ارواحست چون استخوان و عروق و امثال آن از اعضائى كه تولد آنها از منى والدين باشد دوم اخلاط و رطوبات ديگر كه در تجاويف تن محتوى باشند مثل مخ و منى اشباه اينان از رطوبات اصليه بيان آنها مشروحا در اثناء ذكر دق ان شاء اللّه تعالى بيايد سوم ارواح و مانند آنها از اجرام بخارى كه بمثابه هوا در اندام منبثت و پراگنده باشند و ازينجاست كه تركيب بدن را قدما بحمام تشبيه دادهاند چه اعضاء بمنزلهء جدران و رطوبات بجاى آب و ارواح و غيره بمثابه هواء حمامست پس تعلق حرارت حمى اگر اوّلا و بالذات با روح و غيره و ثانيا بالعرض باعضا و رطوبات باشد