حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

7

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

اما سوء المزاج كه ويرا از جهت سبوق لحوق باعضاء متشابهة الاجزاء مرض متشابهة الاجزا نيز گويند و بتفصيل تمام بعون اللّه الملك العلام در باب سين مهمله مذكور خواهد شد فانتظر و مرض التركيب كه عبارت از فساد تركيب انسانيست به چهار نوع متنوع شود اول مرض الخلقه دوى آنست كه در خلقت بشرى فسادى رو نمايد دوى يا مرض الشكل بود چون اعوجاج مستقيم و استقامت معوج يا مرض مجارى دوى يا من حيث الاتساع بود چون انتشار يا من جهة التضيق مانند ضيق ثقبه عينيه يا از قبيل انسداد مثل نزول الماء و نيز مرض الخلقه يا مرض اوعيه و تجاويف بود يا مرض صقائح و مرض اوعيه و تجاويف و نيز گاهى من حيث الاتساع بود چون اتساع كيس انيشين و گاهى من جهة التضيق مانند ضيق بطون شريفه وقت صرع و گاهى از قبيل انسداد مثل سدّه آنها هنگام سكته و باشد كه مرض اوعيه من حيث الخلو نيز دست دهد چون خلو تجاويف قلب از خون عند فرح مهلك و لذت مفرط و مرض صفائح تارة من حيث الخشونه باشد يعنى عضوى كه ملاسته وى مطلوب بود خشن گردد چون خشونه قصبه ريه و اخرى من حيث الملاسته كه عكس اوّل بود مانند ملاسته معده و رحم دوم مرض المقدار دوى آنست كه در اصل خلقة يا بعروض عارض عضو بزرگتر يا كوچكتر گردد از آنچه بايد عام‌ست كه عام همگى بدن بود چون سمن و هزال مفرطين يا خاص باشد بعضوى مانند عظم اللسان و ضمور حدقه سوم مرض العدد دوى آنست كه عضوى از اعضا در عدد و زياده شود يا ناقص گردد بزياده و نقصان طبيعى چون انگشت زائد و مخلوق شدن شخص چهار انگشت يا غير طبيعى مانند ثولول و قطع اصبع چهارم مرض الوضع دوى آنست كه در مقارنته و مباعدة طبيعى اعضا فتورى راه يابد يا نسبتى كه عضو به اين ؟ ؟ ؟ خود دارد بتغير گرايد چون انخلاع تام و دنى و رعشه و تحجر مفاصل و تفرق الاتصال كه ويرا بنا بر عموم عروض باعضاء مفرده چون كسر عظم و اعضاء الهيّه مانند قطع اصبع مرض عام نيز گويند در باب فوقانى بعون عنايت ربانى و اقسام مرض مركب در ذيل ذكر حدود امراض ذوى الاسامى ان شاء الله تعالى مذكور خواهد شد انتباه بعض اقسام امراض كه تسميهء آنها باعتبار ايام القضا و عوارض خاصهء مصطلح اطباست مؤلف عليه الرحمه ذكر آنها در باب ميم مناسب دانسته و اين بىبضاعه بيان همگى اقسام در يك جا انسب پنداشته و بالجمله من جمله آنها مرض حادست بقول مطلق و از شان ويست كه در چهارده روز منقضى شود مرض قليل الحده كه از خواص ويست منقضى شدن در ما بعد چهارده روز