محمد صادق على خان
56
مخازن التعليم ( فارسى )
ريه دوم آنكه تجويف دارد از جانبين يعنى از خارج و داخل و يا از جانب واحد پس كفايت كند او را دوائى ضعيف و اعضائى كه چنين نباشد محتاج مىباشد بدوائ اقوى اما وضع پس عضوى كه قريب باشد كفايت مىكند در آن دوائى كه قوت آن مقابل علت باشد و بعيد محتاج مىشود بسوئ اقوى و اما قوت پس عضو ذكى الحس و شريف و رئيس هركدام كه باشد دليرى كرده نشود بر آن بدواى قوى و نه تبريد مفرط و نه تحليل كرده شود مواد چنين اعضا به غير قابض تا كه نگهدارد قوت را از تحليل و نه استعمال كرده شود مرخيات صرف و نه دوائى كه درو كيفيت سمى باشد مانند زنجار و نه استفراغ كرده شود مواد آنها بيك دفعه 2 امّا مقدار مرض پس مرض ضعيف كفايت مىكند او را دواى ضعيف و قوى محتاج مىباشد بدوائ اقوى و همچنين اگر مريض 3 انثى باشد و 4 سن شيخوخت و 5 عادت به خوردن اشيائ بارده و 6 فصل شتا و 7 صناعت گاذرى و 8 بلد شمالى و 9 سحنه كه دلالت كند بر غلبه بلغم و عضو عليل قوى بر احتمال ادويه شديد الكيفيت پس درين وقت بلاخوف بر استعمال ادويه قوية الحدة جرأت كنند حتى دوائى كه در درجه چهارم گرم باشد تمام شربت او دهند قاعده سوم قانون وقت است و او آنست كه شناخته شود كه از اوقات اربعه كدام وقت مرض است « 1 » اگر باشد ابتدا استعمال كرده شود روادع فقط و در تزيد روادع با مرخى و در انتها فقط مرخيات محلله و در وقت انحطاط فقط محللات صرفه فائده اول بدانكه امراض تركيب و تفرق اتصال معه علاج در امراض جزئيه مذكور است و در اينجا علاج امراض سوء مزاج مذكور مىشود و سوء مزاج اگر ساذج باشد كفايت مىكند تعديل و تبديل و اگر مادى باشد استفراغ كرده شود ماده بانچه بهريك مقرر است پس اگر باقى ماند از سوء مزاج بعد از استفراغ بسبب مجاورت ماده تعديل كرده شود بانچه معدل اوست و معدل هر خلط منضج اوست و نضج پختن را گويند و آن عبارت است از آنكه قوام خلط باعتدال آيد تا كه قابل انفعال
--> ( 1 ) مثلا تورم ؟ گرم