محمد صادق على خان

17

مخازن التعليم ( فارسى )

موجب سدد و عفونت و سقوط شهوت بود اما اسباب غير ضرورى كه مضاد طبيعت نيست مانند اندفان و تمرغ در رمل نافع است استسقاء و ترهل را و مانند ماليدن روغنهاى محلله نافع تشنج و مانند پاشيدن آب سرد بر رو نافع غشى است و اما اسباب مضاد مجرائ طبعى مانند غرق و قطع سيف و استعمال سموم است و اسبابى كه به نسبت اسباب مذكوره جزئيه‌اند بعضى از ان مسخن‌اند مانند حركت بدنى و نفسانى غير مفرط و استعمال ادويه و اغذيه مسخنه از داخل و خارج بدن و خوردن غذائ معتدل المقدار و عفونت و تكاثف و بعضى مبرداند و آن كل مسخنات‌اند هرگاه بافراط باشند و فجاجت خلط و استعمال اغذيه و ادويه مبرده از داخل و خارج و بعضى مرطب‌اند مانند استعمال اغذيه و ادويه مرطبه از داخل و خارج و حمام مرطب و دعت و كثرت غذا و اجتناب محللات و استفراغ خلط مجفف و بعضى مجفف‌اند مانند استعمال محللات بافراط از داخل و خارج و بند نمودن غذا از عضو و استعمال اغذيه و ادويه مجففه از داخل و خارج اينست اسباب سوء مزاج مفرد و دانسته مىشود از تركيب سوء مزاج مفرد اسباب سوء مزاج مركب نيز مفسدات شكل منحصرست در سه قسم يكى آنكه از قبل ولادت در اصل خلقت باشد مانند راس مسقّط دوم آنكه وقت ولادت بود مانند آنكه طفل از رحم بر شكل طبعى خارج نشود سوم آنكه بعد ولادت باشد مانند فساد شكل كه بوقت غندق حادث شود و اسباب باقى امراض تركيب و تفرق اتصال در امراض جزئى به خوبى مبيّن است طريق چهارم در دلائل و او آنست كه دليل گرفته شود به او بر حالت بدن انسان بعضى علامات دلالت كند بر امزجه و بعضى بر تركيب علامات امزجه ده اجناس‌اند يكى ماخوذ از ملمس است پس ملمس مساوى برائ لامس معتدل المزاج معتدل است و الا مخالف است در جهتى كه منفعل شده است لامس از آن جهت دوم ماخوذ از لحم و سمين و شحم كثرت لحم دلالت كند بر حرارت و رطوبت و كثرت سمين و شحم دلالت كند بر برودت و رطوبت سوم شعرست كثرت و غلطت و جعودت