محمد صادق على خان
123
مخازن التعليم ( فارسى )
غافث شكوفه گياهيست كبود مائل به بنفشجى و طولانى و تلخ و با عفوصت و قوتش تا سى سال باقيست در دويم گرم و در اول خشك و لطيف و جالى و مفتح سدهء جگر و مقوى معده و جگر و مدر و مسهل اخلاط سوخته و حاره و رافع تپهائ مركبه و ذرور او مجفف و التيامدهنده زخمها و گويند مضر سپرز است و مصلحش انيسون و بدلش مثل او اسارون و شربت او سه درم و در مطبوخ هفت درم است فرسخ نوزدهم در حرف الفا فاوانيا عود الصليب است بيخ نباتيست كمتر از درعى و نر و ماده مىباشد و از مطلق فاوانيا مراد قسم نر اوست و قوتش تا هفت سال باقيست در آخر دوم گرم و خشك است محلل رياح غليظه و مدر بول و حيض و ملطف و مفتح و مجفف و با قوت قابضه و مقوى جگر و به جهت صرع بغايت نافع حتى تعليق آن و ضماد او جهت صرع و نقرس نافع و مضر معده و مصلحش كتيرا و بدلش در صرع زمرد و در ساير امراض زراوند مدجرح قدر شربتش يك مثقال است فجل به فارسى ترب و بهندى مولى نامند برى و بستانى و شامى « 1 » مىباشد و برى او تندتر از بستانى و شامى مىباشد و تخم اقسام آن قويتر از ساير اجزائ او بعد از ان پوست و برگ ريزه او بعد از آن برگ بزرگ و گوشت او و همه اجزائ بمراتب مرقومه تا سوم گرم و در دوم خشك هاضم و غير منهضم و مدر بول و بعد از طعام هاضم و مخرج رياج و محرك آروغ و باندك تليين و نيكوكننده رنگ رخسار و آب او مفتح سدد و معين قى خصوصا با عسل و مطبوخ او جهت سرفه مزمن و تلطيف خلط غليظ و احتباس حيض مفيد و اكثار او مولد قمل و گويند بعد از خوردن او چون عقرب بگزد درد او محسوس نمىشود و آب او كشنده عقرب است و طلائ او بر بدن مانع مقاربت هوام چون در جوف ترب روغن گل انداخته گرم كرده در گوش قطور كنند جهت درد گوش سريع الاثر است هرگاه ترب را سوراخ كرده چهارم درم تخم شلغم در آن نهاده بقيه آن را از پارهائ ترب بند كرده بخمير گرفته در زير آتش بپزند و با عسل خورانند در اخراج سنگ مثانه مجرب است بايد كه سه روز بدستور متواتر همين عمل نمايند و اكثار خوردن ترب مورث مغص و تعفن خلط و مضر سر و حلق و
--> ( 1 ) شامى آن را گويند كه تخم ترب را در بوته شلجم كرده غرس نمايند يا بر خلاف آن