كريم خان بن ابراهيم

77

رساله دلاكيه ( فارسى )

آن گذارد و نيشتر را خابيده دارد و به درازى رگ سوراخ كند و در بالاى گودى است هم رگ زند و گاه باشد كه در بعضى دستها پى نازكى بالاى رگ اكحل كشيده مىشود مانند زه كمان بايد فصّاد نهايت احتياط را كند كه نشتر به آن نرسد و اگر در موضعى نشتر به پى بخورد آسيب بسيار مىرساند و جراحتش دور به هم ملتئم مىشود سيم باسليق است و اين رگ پادشاه رگ‌هاست و جاى آن در پائين ساعد است در زير اكحل كه رگ بدن به آن گويند دور زير اين رگ هم رگ جهنده باشد كه آن را شريان گويند يا در يك پهلوى آن يا در دو پهلوى آن پس اوّل دست گذارده تعيين شريان بكند پيش از تسمه بستن چرا كه بعد از تسمه جهندگى شريان كم شود و معلوم نشود پس موضع شريان را معلوم كند و بر آن نقطه سياهى گذارد آنگاه تسمه بسته بعد از آن رگ زند و از شريان حذر كند و اين رگ را هم از بالاى گودى دست بشكافد بهتر است و بايد از طول بشكافد كه زود جراحتش بهتر مىشود و ملتئم مىگردد و بدان كه در وقت بستن دست بعد از فصد گاهى دست و رگ ورم كند پس اگر ورم كرد تسمه را بگشايد و دست را بمالد تا ورم آرام گيرد باز