أبو علي سينا ( مترجم : حكيم احمد الله خان دهلوى )

149

رسالة في الأدوية القلبية ( تفريح القلوب ) ( فارسى )

سيفى كند و آب من 57 حيث هو قبول صورت انسانى و به تحقيق اكثرى از 58 اجسام 59 عالم قبول حيات نموده مگر قليلى باعتبار عدد و قدر چه اجسام غير حيه عناصر اربعه‌اند و چيزهاى قريب الطبع به آن مانند معادن و احجار و غير آنها و شك نيست كه آنها نسبت به اجسام حيه قليل العدداند و قليل 60 القدر بودن آنها قليل العدد ظاهرست و قليل القدر براى اينكه جمله عناصر را نزد كل افلاك قدرى محسوس نبود بلكه آنها 61 نسبت به هر فلك تداوير 62 صغيراند و بعيد 63 نيست كه در 64 كواكب ثوابت نيز از آنها اعظم باشد و قياس مقتضى آنست كه نسبت جمله عناصر بفلك زحل چون نسبت نقطه بدايره باشد پس چگونه نسبت به ما فوق فلك زحل - بدانكه نزد محققين سبب عدم حيات بسايط 65 بودن 66 آنها متضاد 67 الطبايع بود - چه طبيعت هر واحد را ضدى است خلاف ساير اجسام حيه بسيطه 68 و مركبه و بهمين‌جهت آنها 69 از مجانست اجسام سماويه بعد كلى يافته‌اند و اجسام سماويه استعداد 70 اشرف انحاى حيات جسمانيه - و چون امتزاج عناصر در مركبات كنه تضاد را كسر نموده و صورت مزاجيه حادث 71 شده و مزاج در اضداد وسط است و براى وسط ضد نبود بنابرين مركبات مستعد قبول حيات باشند و هر قدر كه مزاج را ميل بجانب وسط زياده بود ممتزج قبول حيات كامله نمايد و چون اعتدال كامل يابد حتى كه تكافوى 72 اضداد و تباطل آنها على السويه بود ممتزج را استعداد كمال حيات نطقيه 73 كه مشاكل حيات سماوى 74 ست حاصل آيد و اين استعداد در جوهر روح انسانى پيدا است فى الجمله روح جوهرى است جسمانى كه متولد است از امتزاج عناصر به نحوى كه تشابه يافته به اجسام سماويه و بهمين‌جهت او را جوهر نورانى گفته [ اند ] 75 چنانچه بروح باصره اطلاق 76 شعاع و نور كنند و براى همين نفس را از ديدن نور 77 سرورى و از ظلمت توحشى حاصل آيد چه آن مناسب جوهر مركب او باشد - و اين مضاد 78 مركب او - فصل : [ انفعالات مخصوصه قلب 79 ] حكما و تابعين آنها از اطبا اتفاق كرده‌اند كه فرح و غم و خوف و غضب از انفعالات مخصوصه روح قلبىاند و شدت و ضعف هر انفعال نه فقط از شدت و ضعف فاعل است بلكه گاهى بسبب شدت 80 استعداد جوهر منفعل نيز باشد و حكما ميان قوت و استعداد تفرقه 81 بفرق 82 لطيف نموده‌اند كه اطلاق قوت جايى كنند كه قبول ضدين بالسويه باشد و استعداد ضدين بالسويه نبود چه 83 هر انسان را قوت فرح و [ حزن ] 84 بود بخلاف استعداد كه بعضى فقط مستعد فرح باشند 85 و بعضى مستعد حزن - و همچنين است 86 حكم غضب و خوف و ساير انفعالات - پس بودن روح ذات فرح و غم بالقوت معنى علىحده دارد و مستعد