أبو علي سينا ( مترجم : حكيم احمد الله خان دهلوى )

191

رسالة في الأدوية القلبية ( تفريح القلوب ) ( فارسى )

( 375 ) در آصفيه پس از « فعل » « نموده » نيز اضافه است ( 376 ) « كسافت » عثمانيه - در نظاميه اين واژه نوشته نشده ( 377 ) « حمور » نظاميه ( 378 ) در آصفيه « از » نوشته نشده ( 379 ) « مىكرد » عثمانيه « مىكردد » نظاميه ( 380 ) « سبل » عثمانيه ( 381 ) در آصفيه پس از « حر » « بود » نوشته شده است و در عثمانيه اين عبارت بدين‌گونه است « و سبل او درو بالعكس » ( 382 ) « گويند » عثمانيه ( 383 ) « مسيل » آصفيه ( 384 ) « يپش » نظاميه ( 385 ) « طباسر » عثمانيه - « از كاسر » نظاميه ( 386 ) در نظاميه پس از « گردد » اين عبارت نيز نوشته شده است « يعنى بهر وضع كه دارند كه او را سهل باشد » ( 387 ) « صنعانى » نظاميه ( 388 ) « شوند » نظاميه - در عثمانيه عبارت بالا « حادث شوند دو قسم باشند يكى مطلقه و دويم آنكه باعتبار افعال آن در امور عظيمه بدنيه حادث شوند » تكرار شده است ( 389 ) « تلطف » عثمانيه ( 390 ) « غشال » نظاميه ( 391 ) « لادغ » نظاميه ( 392 ) « منفرح » نظاميه ( 393 ) « متقيح » آصفيه - در سالار جنگ « و كاوى و منضج » تكرار شده است ( 394 ) « منبضح » آصفيه ( 395 ) « عاقله » نظاميه ( 396 ) « خليط » نظاميه ( 397 ) در آصفيه و نظاميه پس از « ناقص » ، « رقيق » هم اضافه است ( 398 ) « جابى » عثمانيه ( 399 ) در آصفيه بجاى « دور » « روان » نوشته شده است ( 400 ) « بود » آصفيه ( 401 ) « ممليه » عثمانيه نظاميه ( 402 ) « ايزا » عثمانيه ( 403 ) در عثمانيه و نظاميه « از مخارج متعدده » و در آصفيه « از مخارج متعدده نه » نوشته نشده ( 404 ) « كثفه » نظاميه ( 405 ) « سهل » نظاميه ( 406 ) « غشال » نظاميه ( 407 ) « بود » آصفيه ( 408 ) « سبب » نظاميه ( 409 ) « فوهاى » عثمانيه ( 410 ) « مشام » نظاميه ( 411 ) در عثمانيه « به قوت منفعله بود كه رطوبت است » تكرار شده است ( 412 ) « جاذبه » عثمانيه ( 413 ) در آصفيه پس از « مقطع » « آنست » هم نوشته شده است