أبو علي سينا ( مترجم : حكيم احمد الله خان دهلوى )

170

رسالة في الأدوية القلبية ( تفريح القلوب ) ( فارسى )

بود مگر يقين بصدق او نيست از مفرحات قويه و مقويات عظيمه بود و ترياق بيش و لذع افاعى است - و معهذا حرارت مفرطه ندارد - درونج : حار و يابس است 650 در اول ثالث و خاصيت او در تقويت قلب و تفريح او بسيار است حتى كه حرارت مفرطه او مبطل آن نشود و با ترياقيت و قبض او معين ترياقيه باشد و لهذا ترياق جميع 651 سموم بود و مفرح قوى و گاهى شدت تسخين او را به شربت سيب منكسر 652 سازند و اگر در خفقان شديد الحرارت استعمال نمايند به كافور كسر كيفيت [ او ] 653 كنند پس فعل خاصيت باقى ماند - دارچينى : حار در آخر ثانيه و يابس در ثالثه باشد با قبض يسير و لطافت كثير و بخاصيت مفرح بود و عطريت معين اوست و آن هر دو يعنى خاصيت و عطريت مقاومت حرارت شديده او نمايند و اعانت ترياقيت - هليله كابلى و هندى : بارد در اولى و يابس در ثانيه است 654 و در طبيعت 655 هر دو قبض بود و عفوصت دليل اوست و مسهل بخاصيت باشد و عصر 656 معين او و به عفوصت قبض كند و هر دو مسهل‌اند خصوصا هندى سياه و تنقيه دم قلبى كدر 657 و تمتين 658 او نمايند و گمان آنست كه بخاصيت نيز تفريح كند - ورد 659 : امتزاج جزو حار و بارد او مانند آس متخلخل و غير مستحكم بود و برد جزو بارد در ثانيه و حر جزو 660 حار در اولى باشد و نيز درو جوهرى ملين و رطب و جوهرى مكثف 661 و يابس بود و به عطريت ملايم جوهر 662 روح است خصوصا روح حار كه او را به برد 663 و تمتين و قبض 664 منفعت بخشد 665 لهذا از 666 غشى حار و خفقان حار نافع است چون از عرق او قدرى تجرع كند 667 و مفيد تمام اعضا 668 باشد 669 - زعفران : حار در ثانيه و يابسه 670 در اولى است با قبض و تحليل و انضاج كه تابع آن هر دو 671 بود و در تقويت جوهر روح و تفريح او خاصيت عظيمه دارد و چرا كه درو 672 احداث نورانيت و انبساط و 673 متانت كند و عطريت شديده و طبيعت مذكوره اعانت خاصيت نمايد و چون ازو 674 استكثار 675 كنند 676 در بسط جوهر روح و تحريك او آن‌قدر افراط نمايد كه انقطاع او از ماده غاذيه و موت لازم آيد و 677 مر اين را قدرى معين است و ترك ذكر آن اولى است - زرنب و زرنباد : حار و يابس در ثانيه بود با قبض و تلطيف 678 و تقويت قلب و خاصيت تفريح - و گمان آنست كه او در زرنباد نسبت به 679 زرنب اكثر باشند 680 و نيز آنكه تفريح و تقويت قلب در زرنب به سبب طبيعت نسبت