أبو علي سينا ( مترجم : حكيم احمد الله خان دهلوى )
157
رسالة في الأدوية القلبية ( تفريح القلوب ) ( فارسى )
باشد انفعال قوت متخيله ازو چون انفعال ازو حاصل و موجود بود 277 و حقد صورت نه بندد - پس ظاهر شد مزاجى كه در آخر فصل سابق ذكر يافته بسيار مستعد حقد باشد - فصل : [ اسباب تفريح ادويه مفرحه ] ادويه مفرحه تفريح آن يا سببى 278 از اسباب معروفه است مانند تربيت روح در شراب و تنوير و 279 تسطيع او در مرواريد و ابريشم كه از جهت شف اوست - و جمع 280 و منع او از سرعت تحلل چنانچه در هليله كابلى و كهربا و بسد است - و تعديل مزاج او به تسخين چنانچه ميان درونج [ با ] 281 تبريد 282 چنانچه در گلاب و كافور و تقويت او به ملايمت طبيعت ملذه 283 مانند عقاقير خوشبو و خوشطعم و نقض 284 بخار سوداوى ازو 285 چون در گاؤزبان و حجر لاجورد 286 - و يا به جهت اجتماع چند اسباب است از علل مذكوره چنانچه در بسد و درونج و گاؤزبان و حجر لاجورد بود و در فصول متاخره بيايد - و يا به جهت خاصيت مجهوله است فقط مثل ياقوت - و يا به جهت خاصيت مع علتى از علل مذكوره مثل مشك و عنبر چه تفريح هر دو به خاصيت است مع علتى از علل مذكوره و آن رايحه غاذيه روح بود و مثل رب سيب كه تفريح او به خاصيت است و هم به تعديل مزاج روح وقتىكه مزاج او حار بود و مانند درونج كه تفريح او بخاصيت است و به تعديل مزاج [ روح ] 287 نيز هرگاه كه مزاج او بارد باشد و گاه باشد كه با خاصيت چند علل از علل مذكوره جمع شوند و عللى كه مقارن خاصيت اند كليه باشند و جزئيه و در كليه احتياج باصلاح آنها در جميع 288 علل ضعف قلب و توحش نباشد مانند بوى خوش و در جزئيه به بعضى احوال احتياج به اصلاح آن افتد - چون تبريد شربت سيب چه علت تفريح درو تبريد [ بود ] 289 و آن مختص مزاج حار است پس وقتىكه خاصيت تفريح او در مزاج بارد مطلوب باشد تبريد او را به [ تسخين ] 290 منكسر 291 سازيم 292 و اصوب 293 براى اصلاح 294 آن بود كه او را با وجود كيفيت مطلوبه خاصيت تفريح نيز باشد مانند مشك و كيفياتى كه ملايم جوهر روحاند ميل قوى حساسه بسوى آنها به خواهش بود و ميل جوهر روح بالطبع مانند بوى خوش و طعم حلو كه قوت شم و ذوق را بانها خواهشى بود و قوى طبيعى و حيوانى را بالطبع ميلانى پس دواى كه 295 احلى و اطيب است از مساوى خود انفع بود به جهت آنكه قبول جاذبه كند و ساير اعضا مر 296 او را شديد باشد 297 پس اگر آن هر دو از قسم 298 غذا باشند روح از آنها بيشتر اغتذا نمايد و اگر از قسم 299 دوا بوند زودتر از آنها انفعال يابد و محل رايحه جوهر لطيف بخارى يا دخانى بود و محل 300 حلاوت جوهر كثيف ارضى و براى همين رايحه طيبه بروح اغذى باشد و حلاوت به بدن - و در ادويه قلبيه