اسحاق بن اسماعيل دهلوى
87
غاية الشفاء
بلرزاند لازم گردد و هيچ عرق نكند يا در ميان تپ زور سرما و لرز معاودت كند و از پس دو سه لرز عرق كند حكم كند كه تپ مركب است و همچنين هرگاهى كه اندر تپ مطبقه لرز قوى باشد و مدت سرد ماندن اطراف سخت دراز گردد تپ مركب بود علاج همچنانكه تپهاى مركب از تپهاى صفراوى و بلغمى و دموى و سوداوى آميخته بود معالجه نيز مركب و بر طبيب واجب است كه بنگرد تا علتهاى كدام قوىتر است و تركيب از چند ماده است مثلا اگر از دو ماده باشد بنگرد اگر مادهها و علامتها را ستار است تدبير علاج درخور آن كند و اگر يكى قوىتر بيند رعايت آن مرعى دارند و اگر يكى خطرناك باشد علاج آن اهمتر دانند تا از خطر ايمن شود و اندر تپهاى مركب و تپهاى خمس و سدس و غير آن بهتر آن باشد كه استفراغ كمتر كند تا خلط كم نشود و تپ حرارت اندر اندامهاى اصلى نياويزد تا بدق ادا نكند و تا قوت بسبب بسيارى استفراغ ضعيف نشود اندرين بيمارى پاى مقاومت قائم خواهد داشت و ما دام كه قوت بر جاى باشد از درازى مدت بيمارى نبايد انديشيد و آنجا كه حرارت قوى باشد قرص كافور دادن صواب باشد ليكن تركيب قرص از چيزهاى سرد و تر بايد كرد چون مغز تخم خيار و بادرنگ و تخم خربزه هندى و تخم كدوى شيرين و تخم خشخاش و تخم كوك و مغز بادام و كتيرا و غذا نيز بايد كه ميل بسردى دارد و چيزى بايد كه عفونت كمتر پذيرد چون زيره بادغوزيا و اندر همه ترشيها كنند هرگاهى كه پزند مثل كدو و اسفناخ از بهر آنكه كدو و اسفناخ سردتر است اگرچه نازك است بسيار عفونت پذيرد و ترشىها مانع عفونت گردد - اندر شناختن تپهاى وبائى و علامت و علاج آن اما بايد دانست كه معنى و با برگشتن هوا باشد همچنانكه آب اندر آمد آن دير بماند طبع او بگردد يا آنكه چيزى از قوت به نباتهاى بد از زمين بد با وى بياميزد و طبعى او از حال خويش بگردد و عفونت پذيرد هوا نيز بسبب آنكه اندر ميان درهها و مغاكها دير بماند يا بسبب دخانها و