اسحاق بن اسماعيل دهلوى

69

غاية الشفاء

آسايش او شش ساعت باشد و پاك نگسارد و آنچه از حال از عرق آمدن بايد جست آنست گاه‌گاهى بخارى تر بر پوست پديد آيد چنان كه پندارند كه عرق خواهد كرد از بهر آنكه ماده بلغم است يك گونه ترى باشد و اگر عرق كند هموار نباشد جهت آنكه ماده بس غليظ باشد عرق كمتر كند و آنچه از حال تشنگى بايد جست آنست كه غلبه تشنگى در تپ بلغمى نشان شورى ماده باشد و آنچه از حال رنگ روى بايد جست آنست چنان كه اندر تپهاى ديگر رنگ روى برافروزد و اندرين تپ نتواند افروخت ليكن برنگى باشد كه بزردى و سبزى و سفيدى زند چون رنگ ارزيز و آنچه از حال نبض بايد جست آنست كه اندرين تپ نبض افتاده و ضعيف و صغير و متفاوت باشد و به آخر متواتر و سخت مختلف بود و آنچه از حال بول دليل بايد جست آنست كه بول سفيد و رقيق باشد و به آخر سرخ شود و تيره گردد و آنچه از اعراض اين تپ بايد جست آنست كه اندر تپهاى بلغمى غشى بسيار افتد از بهر آنكه تپ بلغمى به هيچ حال بىآفت ضعف معده نباشد و بدان سبب شهوت طعام باطل شود و ذائقه دهن سخت ناخوش باشد و بسبب ناخوردن طعام قوت ضعيف گردد غشى تولد كند و از بهر آنكه مادهء اين تپ بلغم است و گوهر بلغم گران و نرم است تپ و سرماى اين تپ با گرانى غنودن باشد و بسيار بود كه پهلوها نفخ كند و باشد كه سپرز بزرگ شود علاج اين تپها كه قانون‌ها در باب گذشته مذكور شده بايد كرد از بهر آنكه ماده اين تپ گاهى بلغم شيرين باشد داروهاى كه گرمى معتدل باشد به كار بايد داشت و گاه باشد كه چيزى خنك با وى بايد آميخت مثلا چون كلنگبين يا سكنجبين ساده سرشته و مانند آن و آنجا كه ماده بلغم ترش باشد يا زجاجى قوىتر و لطيف‌تر و گرم‌تر داروها بايد داد چون كمونى و فلافلى و مانند آن و اصل اندر علاج همه انواع آنست كه اندر ابتداى بيمارى بسه چيز غايت رعايت كند يكى نرم داشتن طبع باندازهء اعتدال دوم قى فرمودن باعتدال اندازه سوم تدبير ادرار بول كردن بداروهاى ملطف و معتدل و آنجا كه ماده غليظ است و اندك است و انتها زود