اسحاق بن اسماعيل دهلوى
53
غاية الشفاء
باشد قرص كافور با سكنجبين ساده بايد داد و وقت طلوع آفتاب كشكاب سردكرده دهند و اگر در معده و جگر و اندامهاى اندرونى ضعفى و آماسى و دردى نباشد آب سرد سخت موافق و نافع على الجمله در آب سرد دادن و كشكاب سرد خوردن انتظار نضج بايد كرد در قانون آب سرد دادن ازين قبل مسطور شده صفت شراب صندل صندل سوهان كرده پنجاه درم يك شبان روز يا بيشتر در پنج آثار آب سركه و پنج آثار آب غوره و نيم من آب فرغا تر كرده بعده بجوشانند تا نيمه بازآيد و بدست بمالند و بيالايند و در يك من شكر بقوام آرند شربتى ده درم با آب خرفه و اگر كسى را سرفه باشد بهر او بىسركه و آب غوره بپزند و بدل آن گلاب كنند و بسيار باشد كه بيمار بسبب برآمدن بخارها بدماغ از خويش غافل شود اگرچه تشنه باشد در اين حالت جرعهجرعه آب در دهن بايد چكانيد تا خشكى حلق رفع گردد و اگر حاجت آيد لعاب اسبغول رقيق با جلاب خام يا آب انار بدهند و دانهء آلو كه لختى گوشت او بكارد برداشته و لختى مانده باشد بايد داد تا در دهان گرداند و خشكى كام و زبان دور شود و دانه خرماى هندى كه با وى لختى گوشت او باشد دهان تر دارد و تشنگى بنشاند و اگر مانعى نباشد روغن گل و روغن نيلوفر سرد كرده به آب يخ بر سر بيمار مالند تشنگى بنشاند و مانع زكام و نزله و سعال باشد اگر اندر سر گرانى يابد دليل برآمدن بخار بدماغ باشد به اين موانع هيچ ازين تدبير نشايد كرد و بر سر نهادن و ماليدن بسيار زيان دارد و شيرپز كه بر سر دوشند از بهر آنكه بيم سرسام باشد اگر صعود بخارات صفراوى باشد اينهمه روغن و شير سود دارد و فرق ميان بخار صفرا و بلغم از قلت خواب و كثرت اعراض صفرا و خشكى منجرين و در بلغم ترى بينى و گرانى سر و غفلت و سبات ظاهر است و اگر اندرين حال بينى و روى سرخ باشد خون از بينى آوردن صواب باشد و اگر نه تدبيرى بايد كرد كه ماده بجانب پاى فرو كشد و بسيار باشد كه سبب تشنگى گرمى و خشكى تپ باشد شراب خشخاش كه اندر كشكاب بخورد يا گرمى و خشكى تپ مقاومت كند و خواب آرد از بهر آنكه