اسحاق بن اسماعيل دهلوى

51

غاية الشفاء

و بهترين چيزها درينباب سكنجبين بزوريست - اندر تپ محرقه و علاج آن حمى محرقه به دو گونه باشد و هر دو تپى باشد لازم و اگر بگسارد گساريدن آن ظاهر نباشد يك نوع را ماده صفراوى سوخته باشد كه اندرون رگهاى همه تن عفونت پذيرد يا اندر رگها كه نزديك دل يا نزديك فم معده و جگر است عفونت پذيرفته باشد و نوع دوم را ماده بلغم شور بود و در رگها همه تن يا اندر حوالى دل عفونت گرفته باشد و تولد بلغم شور از رطوبتى رقيق باشد كه با صفرا سوخته آميخته گردد بلغم شور را قريب شمرده‌اند و اعراض اين تپ صعب‌تر از اعراض غب خالصه باشد بدين سبب واجب كنند كه مدت بيمارى اين كوتاه‌تر از غب خالصه باشد و پيران را تپ محترقه كمتر آيد از بهر آنكه حرارت ايشان سخت قوى نباشد و صفرا در تن ايشان بسيار نبود و اگر پيرمرد را محرقه آيد رهائى دشوار بود جهت آنكه قوت پير ضعيف باشد و عارضه سخت قوى قوت پير بدين سبب مقاومت بدان نتواند كرد و كودكان و جوان را بسيارتر آيد و بر كودكان سهل گذرد براى آنكه در مزاج ايشان رطوبت غالب باشد و اكثر حالت كودكان را در تپ محرقه سبات پديد ايد يا حالى كه بدين ماند از بهر آنكه حرارت تپ بخارها بدماغ او رساند اگر كودك شيرخواره باشد و اندر اين تمكد در معده او ترش گرد - بقراط مىگويد بيمارى را كه اندر تپ محرقه رعشه پديد آيد و سخن بيهوشانه گفتن گيرد و برعشه بزايل و اطبا گفته ازاله رعشه اندرين حالت سبب آنست كه تا دماغ بغايت گرم شود و سخنان هذيان گفتن نگيرد از بهر آنكه مبداء اعصاب دماغ است چون دماغ گرم شود اعصاب هم گرم شود - علامت تپهاى محرقه از ديگر تپها به پنج علامت توان شناخت يكى آنكه حرارت اين تپ لازم باشد و باطن سوزان‌تر از ظاهر بود بدان سبب تشنگى و خشكى درين تپ