اسحاق بن اسماعيل دهلوى

37

غاية الشفاء

باسهال كنند بداروها كه جگر را موافق بود و اگر ميل برودهاى زيرين دارد استفراغ بحقنه و بشياف كنند هفتم سالهاى عمر بيمار و هوا و مسكن و شهر اگر بيمار جوانست يا كهل و شهر معتدل است و فصل بهار است يا خزان استفراغ كه حاجت باشد بفرمايند و اگر بيمار كودك يا پير باشد و شهر گرم چون شهرهاى جنوبى يا سرد چون شهرهاى شمال و فصل تابستان باشد از استفراغ بازدارند و اگر ضرورت باشد استفراغها بتفاريق كنند بر وفق آن هشتم عادات بيمار را بنگرند اگر بيمار مسهل خوردن عادت ندارد احتياط كنند اگر قى عادت دارد قى فرمايند و اندر فصد نيز عادت نگاهدارند نهم فصل سال را بنگرند اندر تابستان مسهل كمتر و به احتياط نيز فرمايند و آنچه فرمايند در وقت هواى خوش فرمايند و در زمستان نيز مسهل قوى كمتر بايد داد و آنچه فرمايند وقت چاشتگاه يا نزديك به نيمروز فرمايند و اگر در تپهاى صفراوى و گرم استفراغ كنند بدين داروها بايد كرد به شرطى كه تپها صفراوى باشد استفراغ آن به آب تمر هند و شيرخشت بايد كرد يا به آب آلو و شيرخشت و يا به آب انار و شيرخشت يا آب لبلاب و شيرخشت و اندكى خيار شنبر و شيرخشت و اگر بسقمونيا حاجت آيد اندرين آبها حل كنند يا در آب آلو حل كنند و در جلاب حل كردنى شيرخشت بدهند روا باشد از بهر آنكه سقمونيا زود اجابت كند و هنوز حرارت او در تن پديد نيامده باشد كه استفراغ كند و تن از صفرا پاك كند و شراب بنفشه و حب بنفشه اندرين باب نافع است اندر تدبير ضماد هر گاهى كه حاجت ضماد باشد كه از اجزاى سر و بر جگر نهند يا خرفه بگلاب تر كرده به‌نهند جز وقتىكه طعام از معده گذشته باشد و هضم شد نشايد نهاد و محمد زكريا مىگويد وقتىكه اندر حميات حاده نشان گرمى جگر باشد تدبير مبردات بايد كرد و من اندرين حال ضمادى سرد و تر بر جگر بيمار نهادم طبع اجابت كرد اندر تدبير گرمابه سببهاى كه از گرمابه بازدارد بيخ است يكى ضعيفى قوت از بهر آنكه تحليل كند و قوت را ضعيف گرداند دوم قى و تنفس گشتن از بهر آنكه سبب ضعف قوت شود و بيم باشد كه غشى تولد كند سوم خون آمدن از بينى از بهر آنكه اندر گرمابه همه