اسحاق بن اسماعيل دهلوى

32

غاية الشفاء

اگر بيمارى از آن نوع باشد كه روز نهم يا چهاردهم بحران كند هر روز دو بار كشكاب غليظ بايد داد يا كشكاب با ثفل و اگر شهوت قوى بود بامداد كشكاب آخر روز مزوره كدو و اسفناخ و غيره بايد داد و اين را تدبير لطيف مطلق گويند و هر بيمارى كه آهسته‌تر بود تدبير لطيف غليظتر بايد كرد آب مرغ و اطراف طيهوج و دراج و غير آن بايد داد و ماهى تازه خورد و زردهء تخم‌مرغ نيم‌برشت شايد داد اين را بيمارى تدبير غليظ گويند و اندر تندرستى تدبير لطيف و اندر بيمارى مزمنه تدبير لطيف نشايد كرد از بهر آنكه با تدبير لطيف قوت تا وقت انتها يارى ندهد تدبير غليظ بايد كرد و بتدريج لطيف مىكند تا وقت انتها بتدبير لطيف بازآورده بود تا قوت بسلامت برجاى باشد و چون وقت انتها باشد علت را بطبيعت بازگذارند و قوت را بر وى مسلط كنند و به هيچ غذا مشغول نگردانند تا طبيعت به كار خويش كند و آنچه تعلق باوقات بيمارى دارد آنست كه بيك‌بار ناگاه تدبير گردانيدن تندرست را زيان دارد و كيفيت بيمار را ازين سبب در اول بيمارىها تدبير گردانيدن رخصت باشد كه چيزى غذاى داده شود چنان بايد كرد كه نخست ميل بغلظتى كنند و به تدريج لطيف مىكنند تا وقت انتها بغايت لطافت بازآورده باشد چنان كه ياد كرده‌اند تا بيك‌بار تدبير بر خلاف عادت گردانيده نباشد تا كه قوت ضعيف نشود و آنچه تعلق به قوت بيمار دارد آنست بدانى كه تدبير غليظ اگرچه قوت را زيادت كند بيمارى را هم مدد دهد و تدبير لطيف اگرچه قوت را ضعيف كند بيمارى را نيز كم كند و هر غذائى كه گوهر او تنگ بود و باندازهء حاجت خورند قوت را نگاهدارد و اين را كه بيمار غذاى خورد كه گوهر او تنگ باشد و باندازهء حاجت بود تدبير معده را گويند و طريق ديگر اندر نگاه داشتن قوت آنست بنگرند اگر بيمارى از امتلاى باشد و قوت بر جاى بود تدبير لطيف بايد كرد و اگر بيمارى از نايافتن غذا يا استفراغ افتاده باشد و قوت ضعيف شده باشد تدبير لطيف و غليظ بهم بايد كرد و از تدبيرهاى