اسحاق بن اسماعيل دهلوى

17

غاية الشفاء

آماس پديد آيد و تپ از پس آن ظاهر شود نبض عظيم و سريع و متفاوت باشد بسبب حرارت و سبب آماس لختى بصلابت گرايد از بهر آنكه رگ گشاده شود علاج نخست فصد بايد كرد از رگى كه فصد آن مر آن عضوى را موافق‌تر باشد پس طبع نرم كنند و ماده آماس ازين بيرون باسهال سازند و غذا نيز كمتر بايد فرمود و حيوانى باز بايد گرفت و بعلاج آماس مشغول بايد شد اما نخست ضمادهاى سرد و قوى بايد نهاد تا آن موضع را قوى كند و ماده را بازپس دارد و به كار داشتن ضماد با افراط نشايد كرد تا ماده را خام ندارد دل و فم معده را بشربتهاى خنك قوى كنند زيرا كه چون ادويه سرد بر آماس نهند بخاران بدل بازگردد و از شربتها چون شراب انار و شراب سيب ترش و اسبغول و شكر و شراب ليمون و شراب ترنج و آب ميوه‌ها موافق‌ترين چيزها باشد و شراب نيز موافق آيد و آسايش نيز بايد كرد تا آن وقت كه ماده آماس بتحليل خرچ شود و يا پخته گردد بل از شراب دور بايد بود كه حرارت آن عفونت ماده را يارى ندهد اندر حمى يوم كه از غشى تولد كند ممكن است كه بسبب غشى روح را حرارت و اضطراب حاصل آيد و سبب آن حركت گرم شده حمى يوم تولد كند علامت آنست كه از نشانهاى تپهاى ديگر هيچ نباشد و نبض در حالت غشى مختلف شود گاهى بسبب غلبه سردى نبض باطل گردد و گاهى سبب حرارت كه برافروزد سريع شود و اندر بيشتر احوال نبض صلب و دردى بود علاج نخست بگلاب سرد كردن و بر سينه در وى زدن تا او را جدا كنند و بخورها و سوختن و بويهاى خوش بويانيدن و غذاهاى زودگوار دادنست چو ماء اللحم و زرده تخم‌مرغ نيم‌برشت و اندر اين حالت از تپ باك نبايد داشت چون از غشى بيرون آيد و قوت بازآيد و تپ باقى ماند علاج آن بشربتهاى سرد بايد كرد - اندر حمى يوم كه از گرسنگى تولد كند گاهى باشد كه مردم گرسنه شود و حرارت