حكيم فريد الدين
39
طب فريدى ( فارسى )
باب - سيزدهم در علاج صرع صرع دماغ را مانند فواق است معده را و قيل تشنج است خاصه دماغ را شراب خالص نافع است ديك تلخهء او سعوطا نافع است قطران نافع است كزبره وقتى كه مخلوط شود در غذا كسى را كه صرع بمشاركت معده است نافع است او را سداب وقتىكه از بيخ و بن بركنده با تخم او گردن مصروع را تعليق كنند نافع است و اگر عصارهء او سعوط كنند نيز و خوردن و بو كردن نيز فاوانيا روغن او نيز سلحفات نهرى بيضهء او خوردن و تلخهء او قطور كردن در بينى و خون او ماليدن بالخاصيه دافع صرع است بلادر اگر بر گردن صبى مصروع بياويزند نافع است مرارة البقر سعوط كردن با آب چقندر دافع صرع است حجل جگر او بريان كرده با سركه خوردن دافع صرع است البته و گوشت بريان كرده او مطيب با روغن زيت نيز و جگر گرم او وقت ذبيحه نصف درهم بلعيدن نافع صبيان است ريته شربا و سعوطا يك حبهء از آن با روغن بادام دافع صرع است و اگر تعليق كنند در گردن مصروع نافع است او را حمار الوحش پاره از جلد او تعليق كردن بر سر مصروع مانع صرع است به شرط تمام سال و خاكستر حافرهء ايسر او خوردن نيز و اگر طعم بكند مصروع از گوشت او اول شهر چند روز صرع نمىآيد او را ثعلب نا بهائى او تعليق كردن بر گردن صبى صرع نمىآرد او را كلب اسود شعر او تعليق كردن نيز قيصوم مدقوق تعليق كردن مولود در وقت ولادت