حكيم فريد الدين

30

طب فريدى ( فارسى )

كردن بالخاصيه منومست صبر ضماد كردن بالخاصيه دارشيشعان چوب ازو ملفوف در خرقه حرير تحت سر مريض گذاشتن - يك شب منومست بالخاصيه مجرب حلبه خوردن او خواب مىآرد أرز خوردن او تنها بدون شى ديگر مىآرد خواب را به تجربهء حكمائى هند زمرد پوشيدن و قمر در ميزان باشد خواب مىآرد بسيار تفاحه مر افيون زعفران ماميسا اصل اليبروج اشنه آرد جو خمير كرده با گلاب تفاحه ساخته بو كردن بالخاصيه منومست - تودرى تخم او خوردن با جلاب معطر بالخاصيه است تفاحه اخرى سويق برگ يبروج و بيخ او و برگ خشخاش و شگوفه آن اشنه و مر متساوى الاجزا صمغ عربى دو جز كوفته و بيخته با گلاب خمير ساخته تفاحه به عمل آوردن بالخاصيه مجربست - تفاحة اخرى بزر السوسن آسماگونى ده درم صمغ عربى يك درم مشك و عنبر من كل واحد نصف درهم كوبيده و خمير كرده با آب بيد تفاحه به عمل آوردن منومست تفاحه اخرى افيون اصل يبروج دقيقة الشعير صمغ عربى تفاحه ساخته بسيار بو كردن منومست و گاه عارض شود از سهر اختلاط عقل و تشنج قشور خشخاش و تخم خشخاش كوفته و آرد جو و تخم كاهو و كشنيز سبز نبات البنج طبيخ داده نطول كردن بر سر مجربست و حمام معتدل و دلق رفيق و آب معتدل الحرارت ريختن بر سر نافع است فصل در ادويه مانع نوم رديه و آوردن خواب نيك شب يمانى نگاه داشتن تحت وساده مانع نوم و خواب رديه است و بو كردن او خواب نيك آورد