حكيم فريد الدين
81
طب فريدى ( فارسى )
باب - بست و پنجم در علاج بيضه ملح الطعام در آب حل كرده گذاشتن بر سر بالخاصيه دافع بيضه است صبر طلا كردن بر سر با صمغ عربى بعد تنقيه بالخاصيه دافع است قثاء الحمار عصارهء او سعوطا بالخاصيه قاقله كبار ربع درهم سعوطد با روغن بادام شيرين نيز خيارشنبر استفراغ بايد كرد با آن اگر باشد حرارت سبب آن قروع استفراغ بايد كرد زعفران طلا كردن سر را با آن و با مر اگر باشد سبب قوى بعد تنقيه تام و با ربع درهم افيون و ربع درهم زعفران و ربع صبر اگر باشد سبب حار مسك شما اگر باشد سبب بارد كافور و گلاب شما اگر باشد حار و با ماء خلاف نيز رماد معجون بخل ضماد كردن نيز سلق سعوطا عصارهء آن نيز موميائى سعوطا به قدر حبه با روغن بادام نيز حمام زرق آن با حرف ضمادا نيز نعنع ضمادا با دهن خيرى و دهن الور نيز فلونياء رومى ربع درهم با شير نساء سعوطا نيز قرص الكوكب سعوطا بمرتبها اگر باشد سبب بارد دواء المسك با روغن بادام تلخ اگر باشد سبب بارد سعوط كردن نيز حنا معجون كردن با آب در و نصف رطل ملح باشد ضماد كردن سر را و گذاشتن تمام شب در حمام نيز باب - بست و ششم در علاج عشق حرمل طبيخ او شربا زايل مىكند عشق را و ليلى را نيل هند نوشيدن وزن چهار حبه با آب زايل مىكند عشق را قبل تمكن آن بالخاصيه حجر الدجاج و آن موجود است در حوصله دجاج مشابه