محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

934

مخزن الأدوية ( ط . ج )

* قذى : خاشاك در چشم * قراح : آب صاف و پاكيزه بدون آميختگى چيزى در آن * قراقر : قار و قور شكم Gurgling * قرانيطس : ورم مغز Encep halitis , Phrenitis * قرحه : زخم Ulcer * قرع : ظروف كدويى شكلى كه جهت تقطير مايعات به كار مىرود * قروح : ج قرحه * قروح خبيثه : زخمهاى بد و ديرعلاج * قروح ساعيه : زخمهاى فراگير ، كفگيرك Carbuncle * قروح شهديه : زخمهاى دير علاج * قروح متقيحه : زخمهاى چركى * قشعريره : لرز Cold chills * قصب : نى * قصبه ريه : ناى Trachea * قضيب : آلت تناسلى مرد Penis * قطرب : نوعى ماليخوليا * قلاع : برفك Aphth , Thrush * قلاع : ج قلعه * قمقام : شپش ميان اندازه و خاكىرنگ مژگان * قمل : شپش * قوابى : ر ك قوبا * قوبا : خارش و زخم پوست ، تبخال ، جوشهاى جلدى ناشى از اختلالات عصبى - عروقى يا آنچه كه در برخى از بيماريهاى عفونى ايجاد مىشود Tetter , Herpes , Exanthema * قوت نفسانى : نيروى روانى * قولنج : درد ناگهانى در ناحيه شكم بخصوص قسمتهاى مجاور كولون Colic * قيله : فتق Hernia * كامخ : آبكامه كه از آن نان خورش سازند * كرب : اضطراب Anexiety * كسا : گليم * كشط : كشيدن ناخنه از روى چشم * كلال : خيرگى * كلب كلب : سگ هار * كلف : كك‌مك ، لك صورت Macula * كماه : قارچ * كمنه : بيمارى است كه در آن ضعف قوت بينايى ، تار شدن و كدورت ديد ، تغيير رنگ طبقات چشم ، تندى حركت چشم ، خارش و عوارض ديگرى در چشم وجود دارد ، فلج شبكيه * كوامخ : ج كامخ * كيك : كك * گازر : جامه‌شوى * گرده : كليه Kidney * لاذع : سوزنده * لته : پارچه كهنه * لخلخه : معجونى است خوشبو آميخته از عطرهاى مختلف كه جهت تقويت دماغ به كار برند . * لذّاع : سوزاننده ، گزنده * لذع : سوختن ، گزش زبان * لزوجت : چسبندگى * لسع : گزيدن * لطوخ : داروى ماليدنى * لعوق : دارويى كه آن را بليسند . * لهاهء : زبان كوچك Uvula * لهث : ورم ريوى * لهيب : زبانه زدن و افروختن آتش و در اينجا به نظر مىرسد به معنى گرگرفتگى و گرمازدگى باشد * ليثرغس : نوعى فراموشى ناشى از آماس بلغمى مغز * مازه : استخوان ميان پشت كه به آن پشت مازه نيز مىگويند * ماساريقا : روده‌بند Mesentery * ماشرا : ورم خونى و صفرايى مركب است كه در