محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

929

مخزن الأدوية ( ط . ج )

* ثقل : سنگينى ، پرى معده * ثقل سامعه : سنگينى گوش * ثقه : فرد معتمد و مورد اطمينان * ثوب : جامه * ثوران : برانگيخته شدن ، ظاهر شدن خون * ثولول : زگيل Wart * ثياب : ج ثوب * جارد : ايجادكننده جراحت * جالى : جلادهنده ، روشن‌كننده * جبر كسر : شكسته‌بندى * جحوظ : بيرون زدن حدقه چشم Exophthalmia * جدب : قحطى ، خشكسالى * جدرى : آبله Smallpox * جراحات جاسيه : زخمهاى خشك و سخت * جرب : خارش بدن ، گرى Scabies * جرله : زمين سنگلاخ * جساوت : سختى و صلابت اندام * جشأ : آروغ‌آورنده * جفن : پلك چشم Palpebra * جلّاب : گلاب * جمره : سنگ Lithiasis * جمود : علتى است كه ناگهان عارض مىشود و انسان به همان حالتى كه هست باقى مىماند ، چه ايستاده ، چه نشسته و چه در حالت خواب Catalepsy * جوع بقرى : گرسنگى سيرىناپذير ، گرسنگى اعضاست با سيرى معده و صاحب آن مانند گاو مىخواهد كه بسيار بخورد Bulimia * جوع كلبى : گرسنگى سيرىناپذير ، مقابل جوع بقرى يعنى گرسنگى معده است با سيرى اعضا ، نوعى ويار و اشتها براى غذاهاى غير معمولى كه در دوران آبستنى ، صرع و در كودكان مبتلا به بدى تغذيه و غيره ديده مىشود Pica * حالب : ميزناى Ureter * حامض : ترش * حب القرع : كرم كدو Tapeworm * حبس البول : احتباس ادرار * حرافت : تند بودن * حربا : آفتاب‌پرست * حرقهء البول : سوزش مجارى ادار ، سوزاك * حرقه مثانه : عفونت مثانه Cystitis * حزاز : قوبا ( رك قوبا ) * حشفه : سر آلت تناسلى مرد ، ختنه‌گاه * حصاد : درو كردن * حصاهء : سنگ Stone * حصبه : سرخك * حصف : جرب يابس ، جوشهاى ريز و سرخ و سوزاننده پوست Dryscab * حصّه : قسمت ، نصيب ، بهره * حقنه : تنقيه Enema * حكه : خارش شديد بدن * حلان : بزغاله * حلوه : نوعى جراحت كه بر تن انسان پديد مىآيد . * حمرت : سرخى * حمره : باد سرخ Erythema , Erysipelas * حمول : دارويى كه آن را بر پارچه آغشته و آن را در فرج يا مقعد قرار دهند * حمى : تب * حميّات : ج حمى * حنك : سقف دهان ، كام * خايه : بيضه Testis * خبى : پنهان كرده * خدر : سستى ، خواب رفتگى اعضاى بدن Torpidness * خراج : ورم گرم و چركين ، دمل * خرزات : ج خرزه ، مهره‌ها * خزاز : رك حزاز * خشب : چوب