محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

886

مخزن الأدوية ( ط . ج )

قراموس : به رومى باقلى است . قراميون : بصل است . قرانيا : به يونانى اسم زقال است . قرانينى اغريا : به يونانى كرنب برى است . قراد : به كسر اول اسم تركى صقيع است كه به فارسى شنبم نامند . قرباغه : به تركى اسم ضفدع است . قرابانيون : به يونانى اقحوان است و گفته‌اند نوعى از بابونه است كه به عربى عين البقر و به فارسى گاو چشم نامند . قريب : به كسر و راى مشدده نوعى از ماهى مملح است كه تازه باشد . قراست : انجره است . قربينون : به رومى بلوط را نامند . قربوك : اسم تركى شبرك است . قربوله : نوعى از لبلاب است . قربيون : نوعى از سمك تازه يا سمك مطلق را نامند . قرح : شونيز است . قرحان : نوعى از كمات ابيض صغار است كه فطر نامند . قرد : به عربى به معنى قراد است . قرداليون : بسد است و اصح آن است كه آن قرواليون به واو است نه به دال . قردمانون : به يونانى قردمانا است . قردامن : حرف است كه به هندى هالم نامند . قردامومن و قردامون و قردمون : به رومى و به يونانى قردمانا را نامند . قردامينى : به يونانى قرة العين است . قروع : قمل الابل و دجاج است . قردمالى : كرويا است . قردماوس : اسم رومى حرف است كه به فارسى اسفندان گنده نامند . قر : به ضم اول اسم عربى ضفدع است . قر : به فتح اول و راى مشدده به عربى فروج است . قردالب : نخل است كه آن را جمار نامند . قردذمانا : به يونانى بندق است . قرزج : به عربى شجر است . قرزجه : به عربى اسم بقله است و شجر را نيز نامند . قرس : به كسر اول به عربى پش صغير را نامند . قرسطيلوس : اسم رومى است كه آن را به يونانى ماطيطوس نامند و آن شادنج است . قرسطاريون : به يونانى سطاريون است كه به شيرازى كمات كوهى نامند . قرسطوس : به يونانى قسط است و به رومى قفر اليهود است . قرسمنون : به يونانى ريش حنطه است . قرسيطامنون : به يونانى و به سريانى زنجبيل كلاب است . قرسيقى : اسم نوع طراثيث است كه به يونانى اوردنفجى نامند . قرسيه : ملح نفطى است . قرشام و قرشوم : به عربى قراد عظيم را نامند . قرص : به ضم اول و سكون ثانى اسم عربى خبز است و كليچه را نامند و به اصطلاح اطبا عبارت است از ادويه‌اى كه بكوبند و خمير كنند به آب و اقراص سازند و در سايه خشك كنند تا اينكه رطوبت در آن نماند و نگهدارند و استعمال نمايند . قرصعا : سلحفاة است . قرصوف : به ضم اول به عربى عصى الراعى است . قرط : به عربى نوعى از كراث است كه آن را كراث مايده و كراث البقل نيز خوانند . قرط : به ضم اول و فتح ثانى اسم مصرى قصقصه نامند . قرطا : به يونانى شاه‌بلوط است . قرطى و قرطيقى : به سريانى حسك است . قرطس : به يونانى فقاح كرم است . قرطف : اسم عربى بقله است و ثمرة الرمث را نيز نامند . قرطمالو : خيارشنبر است . قرطم هندى : حب النيل است . قرطمانا : قردمانا است و نيز كروياى فارسى و كراوى رومى را نامند . قرطن : به يونانى ماء العسل است . قرطو و قراطيا : به سريانى حسك است . قرظ : به فتح اول و ثانى و ظاى معجمه اسم درخت نوعى از امغيلان است . قرعاكيبا : به سريانى هوفاريقون را نامند . قرعيلانه : جعل است . قرعوى : به تركى طايرى است از طيور صيد از جنس بازى و از آن كوچكتر . قرغى : به تركى باشق است . قرف : به كسر اول به عربى قشر را نامند و قشر مقل و قشر رمان را نيز و به معنى لحاء الشجر نيز آمده . قرفا : فلنجه است . قرفد : به فتح اول به عربى بسد است . قرغيه : به تركى غراب است كه به فارسى كلاغ نامند . قرقسيوس و قراقيسون و قرقيسون و قرفسيا : به يونانى كبابه است . قرقلون : به يونانى قرنفل است . قرقاآ : به يونانى عشرق است كه علقى باشد .