محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

861

مخزن الأدوية ( ط . ج )

طوسطس : به رومى اذخر است . طوسك : مشط الراعى است . طوسيس : فقاح اذخر است . طوط : به ضم به عربى قطن است . طوطاق اغريون : به يونانى حماض برى است و جبلى را نيز گفته‌اند و سلق برى و سلق جبلى نيز گفته‌اند و معروف نزد اهل شيراز باطليموس است . طوطرا : حبة الخضرا است . طوطرفع : به سريانى تودرى است . طوطك : اسم عامى طوطى است كه به عربى ببغا نامند . طوطلون : به يونانى سلق است . طوطى : معرب توت هنديست . طوطيا : معرب توتيا است . طوف : به عربى غايط است . طرفريوس : به ضم و طوقوريوس نوعى از كماذريوس است . طوق دار : اسم عامى فارسى قمرى است . طوقو : به سريانى اسم دوقو است كه تخم جزر برى باشد . طوكثير : طباشير است . طولوغريون : خربق ابيض است . طولون : به يونانى عرطنيثا است . طوله : اسم اندلسى قيطل است كه به يونانى سفيدوليون نامند . طوليدرن : عنب الثعلب است . طوليطون : قنطوريون صغير است . طوماطالن و طوماظالن : به يونانى عرطنيثا است . طوماغا : قنطوريون كبير است . طومقرون : قنطوريون صغير است . طومه : سلحفاة است . طوقلس : به يونانى اذخر است . طول : به فتح طا و ضم واو مشدده به عربى اسم طايريست كه پاهاى آن طولانى است . فصل الطاء مع الهاء طهر : طرخشقوق است . طهرس : به كسر به عربى اسم لبن است . طهف : به عربى اسم نان دخن است و گفته‌اند ذرت است و گفته‌اند طعام متخذ از آن است . طهلا : اسم يونانى ماهودانه است . طهيوفيع : به يونانى ترنجبين است . فصل الطاء مع الياء المثناة التحتانيه طيا : به يونانى نوشادر است . طيات : به عربى جنس از نخل است كه در مصر مىشود . طياليفون : به يونانى بنطافلن است . طيان : ظيان است كه ياسمين بريست . طيب : اسم عربى ادوى خوشبويى است مانند مشك و عنبر و عود و عطر را نيز نامند و آن غذاى روح و مقوى قوا و زياده كنند سرور و معاشرت با دوستان است و از احب اشيا است مر جناب حضرت رسالت مآب را صلى الله عليه و آله و سلم چنانچه فرموده‌اند حبيب الى من دنيا كم ثلث النساء و الطيب و قره عينى فى الصلاة و آن جناب بسيار خوشبويى استعمال مىنمودند و از بدبويى ناخوش بودند و تطيب به مشك مىفرمودند و بذرى را نيز و احاديث بسيار در فضيلت و تحريص به خوشبويى و خوشبو داشتن بدن و لباس وارد است و محترز بودن از كثافت و بدبويى . طيب الغراب : اذخر است . طيثار : به عربى اسم اسد است . طيجن : طاجن است كه طابق و به فارسى تاب نان پزى نامند . طير : اسم جنس حيوان پرنده است و جمع آن طيور و اطيار آمده و از آنچه صاحب حوصله و قانصه است و عقب پاى آن خار دارد و يا ما بين انگشتان پاى آن پرده‌دار باشد مانند پاى مرغابى و بط و در حين پرواز دف آن زياده از صف آن باشد يعنى پرها را بسيار حركت دهد و با هم زند حلال گوشت است و باقى همه حرام . طيرميسوس : درخت بطم است و حبة الخضرا را نيز نامند . طيط : به كسر به عربى باشق است و خفاش را نيز نامند . طيطا و طيطالوس : به يونانى نوره است كه به فارسى آهك نامند . طيطان و طيطانه : به كسر كراث برى است . طيطس : شادنج است . طيطوى : به عربى گفته‌اند از قطا است و گفته‌اند نوعى از طيور آبى است . طيحيجيس : به يونانى صنفى از خاك است . طيعوليس : حجر ارمنى است . طيفونيج : به يونانى اسم حيه است . طيفوميور : به يونانى قلى است . طيفيلون : به يونانى خولنجان است . طيفيون : به يونانى لبنى است كه ميع سايله باشد . طيفى : گفته‌اند حب بلسان است و گفته‌اند نباتى است برگ آن شبيه به برگ سعد و ساق آن املس و گل آن سفيد پيچيده مانند موى . منبت آن نى زارها و آبهاى ايستاده . طيليقون : گويند صنفى از حى العالم است و گويند بقلة الحمقاء بريست . طيلاون : به يونانى آذريون است .