محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
846
مخزن الأدوية ( ط . ج )
اهرو نامند . شجرة اليهود : قناى برى است . شجره : نوعى از راتيانج است كه به آتش پخته باشند . فصل الشين مع الحاء المهمله شحعم : به عربى اسد است . شحدان : كرسنه است . شحرا : به سريانى زاج البحر است و گفتهاند لغت يونانيست . شحراشمساقا : زاج احمر است . شحط : به عربى ورق طيور است . شحم اترج : پوست بالنگ است كه البست نامند . شحم الارض : قطن است و خراطين را نيز گفتهاند و بعضى قطر دانسته و خراطين را امعاء الارض . شحم الحنظل : مغز و پردههاى جوف حنظل است و همچنين . شحم الرمان و شحم قاوندى : قاوند است . شحم المرخ : خطمى برى است . شحم النخله : جماز النخل است . شحر : كشنج است . شحور : نام طايرى است كه شحرور نامند . شحيمه : لبلاب كبير است . فصل الشين مع الخاء المعجمه شخاب : ككتاب و شخب شير تازه دوشيده است . شخر : قلى است . شخار ابيض : به اصطلاح اهل صنعت ملح القلى است . شخت : به تاى مثناة فوقانيه در آخر توبال الذهب است . شخنار : اسم فارسى طايريست مايى سبز رنگ وسط سر آن سفيد . شخيزه : به فارسى نام قلى است و نوشادر را نيز نامند . شخيس : اسم فارسى عصفورى است كوچك و خوش آواز . فصل الشين مع الدال المهمله شدخ : بزر انجبار است . شدر : حب القرظ است . شدن : به عربى شكوفه نباتى است شبيه به ياسمين . شدنيات : جمع شدنيه است و آن اسم نوعى از شتر است كه در موضعى از يمن به هم مىرسد و يا منسوب به فحل است . فصل الشين مع الذال المعجمه شذ : به ذال معجمه درخت مسواك است و ملح را نيز نامند و ذباب كلب يعنى مگس سگ را نيز و نيز قطعه كوچك از درخت جوز را نامند . شذام : ملح است . شذان : به كسر اول و تشديد دوم به عربى اسم درخت سدر است . شذر : به فتح به عربى قطعه ذهب است كه در معدن برآورده باشند و لؤلؤى صغار را نيز نامند . شذمان : به عربى ذئب است . شذو : به عربى مشك است . شذه : قرصعنه است . فصل الشين مع الراء المهمله شراب جبوشى : شرابى است كه در جزيره جبوش از بلاد مغرب از آب دريا و دوشاب سازند و آن حار و عفص مىباشد . شراب حديث : شرابى است كه زياده از شش ماه بر آن نگذشته باشد . شراب ريحانى : خمر صاف خوشبوى معتدل القوام سرخ و يا زرد است . شراب دوشابى : نبيذ الدبس است . شراب سوسن : مى سوسن است . شراب عسلى : نبيذ عسلى است . شراب عتيق : شراب چهار ساله است . شراب مروق : شرابى است كه خبز كعك را در آن خيسانيده و بعد از شش ساعت صاف نموده باشند . شراب مويزى : نبيذ زبيب است . شراب نبث : به ضم اول و كسر ثانى و ثاى مثلثه به عربى اسم اسد است . شراقى و شراهق : سوسن ابيض است . شراس : اشراس است . شرانق : سلخ الحيه است . شرنب : به مصرى شبرم را نامند . شربه : درخت نخلى است كه در آب روييده باشد . شربت : به سريانى فراسيون است كه صوف الارض نامند و نيز حشيشة الكلب را گويند و به فارسى گندناى كوهى و نيز شربت عبارت از آب ميوهها و يا دواها و گلهاى تر و خشك در آب خيسانيده جوشانيده با شكر و با عسل به قوام آورده است و ايضاً جلاب را نامند . شربث : بثاى مثلثه در آخر به لغت سريانى فراسيون است و اسد را نيز نامند . شربوغ : به ضم ضفدع است . شرپون : به ضم و باى فارسى قطران است .