محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
796
مخزن الأدوية ( ط . ج )
طبيعت آن : گرم و تر . افعال و خواص آن : مفتح و محلل و نرم كننده جلد و جهت امراض بارده عصبانيه و مشايخ نافع و در جميع افعال مذكوره اقوى . مقدار شربت آن : از سه درم تا پنج درم است و بوييدن آن مصدع و باعث رعاف محرورين و گل ياسمين زرد ايران در دكهن و شاهجهانآباد و در بعضى بلاد هند كثير الوجود و گفتهاند چون آن را در جوف حنظل سبز مهرّا پخته يك درم از آن را با يك اوقيه عسل چند روز بخورند و مداومت بر آن نمايند جهت رفع استسقا و درد كمر و مفاصل مجرب است . ياقوت به فتح يا و الف و ضم قاف و سكون واو و تا . ماهيت آن : سنگى است از سنگهاى معدنى نفيس عظيم القدر نزد مردم و الوان و اصناف مىباشد از سرخ و زرد و كبود و سبز و پستهاى و سفيد و هر يك نيز بسيار رنگين و متوسط و كمرنگ و بهترين همه سرخ بسيار رنگين رمانى آبدار صلب شفاف بىجرم بىداغ و رنگ آنست و هر چند قطعه آن بزرگتر و خوششكلتر باشد معتبر و قيمت آن زياده از اصناف سرخ خمرى و وردى و نارنجى و زعفرانى و ليمويى است و از اصناف كبود آسمان گونى و كحلى و لاجوردى و پستهاى آن كمياب و لعل از اقسام سرخ آنست و بهترين هر يك از آنها آنست كه صلب صاف و شفاف يك رنگ يعنى رنگ اجزاى آن متساوى باشد و ياقوت ( از همه احجار مگر الماس صلبتر و كبود آن صلبتر از سرخ و سرخ از زرد و پستهاى قريب به سرخ و سفيد ) « 1 » از همه نرمتر و خام كه در معدن ناقص مانده و هر يك به نامى مخصوصاند . سرخ را به هندى مانك و پدم را كه و بانكريزى روبى و زرد را به عربى بسراق و به هندى پكهراج و بانكريزى و توبس و نيلى را به فارسى نيلم و به هندى نيلمن و بانكريزى سفيار نامند و ماده تكون آن كبريت و زيبق صافى خالص شفاف براق است و فاعل انعقاد آن برودت و در مقدمه كتاب نيز به تفصيل مذكور شد و شنيده شده كه در پيكو در قطعه زمينى كه معدن ياقوت است و در آنجا به هم مىرسد كسى سكنا نمىتواند نمود و خاك آن سياه رنگ و صلب و كبريتى است يعنى بوى كبريت از آن مىآيد و در موسم باد و بارش و طوفان و رعد برق و صاعقه بسيار در آن مىافتد و زمين آن تمام منشق مىگردد و از شكافهاى آن زمين نيز بوى كبريت بسيار مىآيد به حدى كه متأذى مىگرداند و اطراف آن موضع درختهاى عظيم بسيار متراكم مىباشد و هيمه فروشان بريده مىفروشند و اكثر آن جماعت و فقرا و مساكين جست و جو نموده آنچه مىباشد از قطعههاى ياقوت بزرگ و كوچك مىبرند و در سر كار پادشاه آنجا كه مشهور به راجه است مىفروشند و به ديگرى نمىتوانند فروخت زيرا كه حكم راجه آنجا آنست كه اگر به ديگرى بفروشند خانه آن را ضبط نمايند و سياست عظيم كنند و نيز مسموع گشته كه در زير زمين ياقوت خوب نمىباشد بلكه ناصاف و خام چنانچه وقتى راجه آنجا حكم نموده كه قطعهاى از آن زمين را حفر نمايند شايد ياقوت بسيار و قطعههاى بزرگ خوب برآيد چون حفر نمودند قطعههاى كوچك بد رنگ ناصاف نرم برآمد و با وجود آن جمعى هلاك شدند به سبب بوى كبريت و ابخره متعفنه لهذا امر نمود كه ديگر حفر ننمايند و آنچه از بالاى زمين بيابند بياورند و نيز اماكن ديگر مانند جزيره برازيل از ارض جديد جنوبى و جزيره سيلان و غيرها كه معدن ياقوت و غيره است و ليكن ياقوت جنوبى آن به خوبى پيكويى نيست هر چند برازيلى اكثر قطعههاى آن صاف شفاف آبدار بزرگ مقدار مىباشد و ليكن به صلابت پيكويى نيست همه الوان آن از سرخ و زرد و نيلى و غيرها و سيلانى بسيار نرم و كم رنگ مىباشد و از اقسام آن گفتهاند غير از سرخ رمانى تاب آتش ندارد و بعضى گفتهاند سرخ رمانى آن از آتش رنگينتر مىشود و نيز گفتهاند چون با سفيد آن شايبه سرخى باشد چون بر آتش معتدل در ظرف سفالى گذارند تمام آن رنگين گردد . بدان كه اكثر اين اقوال اصلى ندارد و رايحه كريهه و دود و عرق و روغن مضر لون آنست و ماليدن آن بر جذع سوخته و آب سنباده باعث جلاى آن . طبيعت آن : در حرارت و برودت معتدل و در دويّم خشك و زرد آن در دويّم گرم و خشك و كبود آن در اول گرم و در سيّم خشك و سفيد آن معتدل در گرمى و سردى و در اول دويّم خشك . افعال و خواص آن : مفرح و مقوى دل و دماغ و آشاميدن يك درهم آن جهت رفع صرع و وسواس و خفقان و طاعون و انجماد خون در باطن و نزف الدم و دفع سموم و تغيير هواى وبايى و تصفيه خون و حفظ حرارت غريزى و قواى حيوانى و پوشيدن انگشترى آن جهت قضاى حاجات و رفع ضرر صاعقه و طاعون و در دهان داشتن آن جهت رفع بدبويى آن و تسكين عطش و تقويت دل و تفريح و نشاط و تعليق آن بالخاصيت جهت رفع اصابه عين كه چشم زخم نامند و طاعون و تغيير هواى وبايى و وسواس و صرع و خفقان و با هيبت و شكوه بودن نزد مردم و نيز قاطع نزف الدم و محلل انجماد خون دانستهاند . اكتحال آن مقوى نور باصره و حافظ صحت چشم . مقدار شربت آن : از يك قيراط تا يك دانگ و معاجين
--> ( 1 ) . فقط در نسخه ب