محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
793
مخزن الأدوية ( ط . ج )
به بوى راتينج كه صمغ صنوبر است نامند و گفتهاند كه هوفاريقون لغت رومى است . ماهيت آن : نباتى است و سه قسم مىباشد و هر سه را ثمر شبيه به جو است و قسمى را ساق به قدر شبرى و زياده بر آن و برگ آن مانند برگ سداب و بسيار سرخ و گل آن سفيد شبيه به گل شبت چترى و در بو شبيه به بوى صنوبر و تخم آن در غلافى طولانى و سياه و دراز شبيه به جو و مدور نيز . منبت آن زمينهاى صلب و خرابهها و ثمر آن اقوى از تخم و ساير اجزاى آن و قوّت آن تا ده سال باقى مىماند . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و گفتهاند خشكى آن زياده از گرمى آنست . افعال و خواص آن : مجفف و محلل و ملطف و مفتح سدد و گدازنده اخلاط و لزوجات و غيره . * اعضاء الرأس و الغذاء و النفض * آشاميدن آن جهت كزاز و تفتيح سده معده و كبد و امعا و ادرار بول و طمث و اسهال مره صفرا و حمول آن نيز جهت ادرار بول و حيض . * آلات المفاصل * آشاميدن برگ مطبوخ آن با شراب و يا آشاميدن عصاره آن چهل يوم پى هم مداومت بر آن جهت درد ورك و عرق النسا و نقرس و آشاميدن تخم آن هر روز نيم درم با ماء العسل جهت عرق النساء مجرب دانستهاند . * الحميات * آشاميدن آن با نيم وزن آن سداب جهت حمى ربع . * الجروح و القروح * ضماد برگ آن جهت تنقيه و اندمال جراحات عظيمه و قروح رديه و سوختگى آتش و ذرور آن جهت تنقيه قروح مترهله متعفنه نافع . بدل آن : تخم شبت و انيسون و بيخ آن مانند بيخ كبر است و قسم دويّم را نبات بزرگتر از اول و شاخهاى زياده و برگ آن به قدر برگ نعناع و پرشعبه و با شعبههاى مستقيم و ساق آن سرخ و گل آن زرد و تخم آن در غلافى شبيه به خشخاش و با خطوط و در بو شبيه به راتينج . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن دو درم از تخم آن مسهل صفراى غليظ و آشاميدن آب سرد معين بر عمل آن و در همه افعال مانند قسم اول و آشاميدن تخم آن با شرابى كه آن را اردومالى نامند جهت عرق النساء و طلاى مطبوخ آن در شراب رافع جراحات عظيمه و ضماد نبات آن جهت سوختگى آتش نافع و قسم سيّم آن را كه داربروى نامند و نبات آن بزرگتر از اول و كوچكتر از دويّم و بسيار سرخ و شاخهاى آن انبوهتر و برگ عريض مانند برگ سداب و به بزرگى نعناع و بسيار و گل آن زرد و در بو شبيه به قسم اول . طبيعت آن : در گرمى و خشكى از اول كمتر . افعال و خواص آن : مسهل رطوبات معده و مجفف بلت آن و در جميع افعال قوىتر از اول و دويّم . آشاميدن دو درهم آن مسهل صفراى غليظ خصوصاً با آب سرد و مقوى معده و رافع فالج و عرق النساء و عسر البول و مفتت حصات و مسقط جنين و مدر حيض و سرخ كننده رخسار و مقاوم همه سموم و جهت استسقا و قولنج و تب ربع و طلاى آن با زيت جهت فالج كه ميل كرده باشد گردن به سوى پشت و طلاى آن جهت بهق و كلف و همه آثار جلد و بواسير و ضربان مفاصل و التيام قروح نافع . المضار : مصدع محرورين ، مصلح آن سكنجبين . مقدار شربت آن : يك درهم . بدل هر يك از اقسام آن ديگرى است و بدل همه به وزن آن اذخر و نصف آن بيخ كبر و نصف وزن آن شيطرج و نصف آن قردمانا نيز گفتهاند و حكيم مير عبد الحميد نوشته كه آن را به هندى اروسه نامند و اقسام است قسمى كه گل آن سفيد و برگ آن مانند ( گل عباسى و تخم آن مانند جو و خوشه آن مثل خوشه جو و گندم و بر سر خوشه ) « 1 » گل آن و درخت آن به قدر دو ذرع و خارناك است از جمله ادويه مشهوره هندى است و در خواص چنان است كه مرقوم است قسم دويّم را گل زرد و در شاهجهانآباد و برهان پور آن را پيابانسه نامند و قسم سيّم را گل بنفش و سرخ نيز مىباشد و برى آن در جميع افعال قوىتر از باغى است . هوم به ضم ها و سكون واو و ميم لغت تركى است . ماهيت آن : نباتى است شاخهاى آن پر گره و ثمر آن شبيه به عنب الثعلب و كبك از آن بسيار محظوظ است و بىبرگ و بىبيخ و با ريشههاى ضعيف و غير غاير در زمين . افعال و خواص آن : از سموم قتاله است و چون پيكان را با آب آن الوده خشك نمايند به هر حيوانى كه زخم تير آن برسد آن را بكشد . هوم المجوس به ضم ها و سكون واو و ميم و الف و لام و فتح ميم و ضم جيم و سكون واو و سين لغت عربى است و آن را مراتيا نيز نامند . ماهيت آن : گياهى است اسفل ساق آن يك عدد و باريك و صلب و گل آن زرد و تيره شبيه به ياسمين و برگ آن ريزه و شكوفه آن شبيه به ياسمين و شكوفه آن شبيه نيز به مشكطرامشيع و صاحب تحفه نوشته كه ظاهراً كه از جنس ارغوان زرد باشد و بعضى بخور مريم دانستهاند . حكيم مير عبد الحميد نوشته آنچه متحقق شده هوم المجوس گلى است كه آن را جعفرى نامند . اقسام مىباشد قسمى پنج برگ و قسمى مضاعف و
--> ( 1 ) . فقط در نسخه ب