محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
758
مخزن الأدوية ( ط . ج )
كنجد به قدر ربع آن با آتش ملايم طبخ دهند تا روغن بماند و صاف نموده هر روز مقدار دو درم آن را صبح ناشتا بخورند تا چهل و يك روز و در اين مدّت از جماع و ترشى و بادى پرهيز نمايند تقويت باه به حدى بخشد كه شرح نتوان نمود و چون بيخ آن را در ظرف مسى با دسته چوب نيم خوب بسايند و سحق نمايند با آب چندان كه سياه رنگ گردد پس پنبه پاكيزه را بدان تر نموده خشك كرده نگاه دارند و عند الحاجت قدرى از آن پنبه با آب تر كرده بر چشم صاحب رمد گذارند تسكين درد و وجع آن نمايد و نيز نوعى از موندى مىشود كه آن را به هندى مهاموندى نامند و گل آن بزرگتر از نوع اول جهت تعديل اخلاط بسيار نافع و در باقى خواص و افعال قريب به نوع اول است . فصل الميم مع الهاء مها به ضم ميم و فتح ها و الف و مهى نيز آمده لغت نبيطى است . ماهيت آن : سنگى است و دو قسم مىباشد قسمى سفيد صلب شفاف شبيه به سنگ آتش زنه كه از آن نيز آتش ظاهر مىگردد و از نواح روم و صعيد مصر آورند و در معدن مغنيسا به هم مىرسد و در خون گرم تيس چون بسايند حل مىگردد و قسمى ديگر از آن غير شفاف و از آن صلبتر و شبيه به نمك سنگ و اين را كوبيده از آن ظروف مىسازند و غير سلوان است . طبيعت آن : در دويّم سرد و خشك . افعال و خواص آن : جالى و محلل . * العين * اكتحال آن با مرواريد و شكر قاطع بياض چشم بىالمى و به دستور چون با آب بسايند و در چشم كشند . * السان * چون يك حبه از آن را با نمك و نوشادر و زعفران و مر و سركه و عسل حل كنند و بر زبان چند مرتبه بمالند دفع ثقل آن و لكنت و تعسر تكلم نمايد و مجرب گفتهاند . * اعضاء النفض * آشاميدن آن جهت تفتيت حصات و ادرار بول و ضماد آن بر پستان جهت زيادتى شير و رافع انجماد آن در آن . * الخواص * تعليق آن جهت رفع رعشه و لرز و عسر ولادت و بر اطفال رافع خوف و جستن ايشان از خواب و ديدن خوابهاى پريشان و داشتن آن در دست راست جهت قضاى حاجات مؤثر دانستهاند . مهد به فتح ميم و سكون ها و دال مهمله . ماهيت آن : صاحب خلاصة التجارب نوشته به لغت كشميرى گياهى را نامند كه شاخهاى بسيار دارد و كبود به شكل هميشه بهار و برگهاى آن باريك و دراز و گل آن باريك و دراز و گل آن هميشه رو به آفتاب دارد و به هر طرف كه ميل مىنمايد اين نيز ميل مىكند و بيخ آن به قدر جدوارى بزرگ و سفيد رنگ در كوهستان كشمير كثير الوجود و صيادان آنجا بيخ آن را مانند سريشم مىپزند و تير را بدان آلوده به هر حيوان شكارى كه مىزنند در ساعت مىافتد و مىميرد آن را مىگذارند تا خوب سرد گردد جميع زهرها از بدن آن حيوان بازگشته با خون در محل زخم جمع مىگردد و آن موضع را بريده مىاندازند و تتمه گوشت آن را مىخورند مىگويند بىمضرت است و سميتى ندارد و امتحان بيخ مطبوخ آن در قوّت و ضعف چنان است كه تيغى بر عضوى فرو مىبرند تا اندك قطره خونى جارى گردد پس محل زخم را پاك مىنمايند و قدرى از آن بيخ بر آن مىگذارند اگر فى الحال نشويند از پوست نيز سرايت مىكند به گوشت و سوزش و خارش عظيم در بدن احداث مىنمايد و سرخ مىسازد و اگر علاج نكنند هلاك مىسازد و اگر فى الحال عضو را پاك بشويند و به روغن چرب نمايند و بر آن ترياقات بمالند مضرت نمىرساند و علاج آن اگر در خارج باشد محجمه بگذارند و بكشند و زلو بچسبانند و بعد از آن بر آن ترياق بمالند و شستن آن موضع به بول در اول حال بغايت نافع است . مهلبيه به ضم ميم و فتح ها و لام مشدده و كسر باى موحده و فتح ياى مثناة تحتانيه و ها . به فارسى فرنى نامند . ماهيت آن : از جمله اغذيه لذيذه است كه از شيره آرد برنج و شير و شكر ترتيب مىدهند بدين نحو كه آرد برنج را در آب شيره مىكشند و با شير طبخ مىدهند تا شيره برنج پخته گردد و به قوام آيد پس شيره شكر صاف كرده در آن مىريزند آن مقدار كه آن را شيرين گرداند پس چند جوشى داده فرو مىآورند و در ظروف چينى برمىآورند و اگر خواهند در هنگام فرود آوردن چند دانه هيلبوا كوبيده با قليلى مشك در گلاب شيره كشيده داخل مىنمايند و خوشبو و لذيذ مىگردد و تناول مىنمايند بعد از آن سرد مىگردد و اين مخترع دورس بابلى است كه به جهت مهلب بن مغيره ترتيب داده بود براى رفع قى كه او را عارض شده بود از ريختن سودا به معده او . طبيعت آن : گرم و تر . افعال و خواص آن : جهت ماليخوليا و جنون و درد سر يبسى و فربه نمودن بدن و توليد خون صالح و منى و تقويت باه و رفع قى سوداوى نافع است . فصل الميم مع الياء المثناة التحتانيه ميبه به فتح ميم و سكون يا و كسر باى موحده و ها .