محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
748
مخزن الأدوية ( ط . ج )
تا در آن منجذب و خشك گردد پس خاك آن موضع را برداشته در آب حل كرده تصفيه نموده طبخ مىدهند تا منعقد گردد و اگر آن را مرتبه ديگر تصفيه نموده باز طبخ نمايند سفيد شبيه به قند و مانند غير حجرى مأخوذ از درياى نمك مىگردد و چون مكرر تصفيه نموده و بر كاه پيچيده ريزند مكرر طبقه طبقه تا مانند قند منجمد گردد آن را در بنگاله و هند كاچ لون نامند و بهترين همه ملح ( درانى ) « 1 » است كه در هند مشهور به لاهورى است پس اقسام ديگر حجرى پس غير حجرى كه ملح طعام و خبز نامند و بدترين همه ملح مصنوع از ماء بحر است و اين با اندك تلخى و حدت مىباشد زياده از املاح ديگر و از مطلق آن مراد ملح طعام است و نيز از براى تداوى از رمادات اكثر نباتات مانند برگ و ساق تنباكو و ترب و موز و امثال اينها و بول حيوانات و انسان نيز به طريق ترويق و تصفيه و طبخ ملحى به عمل مىآورند و هر يك از اينها موسوم به آب چيزىاند كه از آن مىسازند و اهل صناعت از بول انسان جوان محرور المزاج شارب الخمر ملحى به عمل مىآورند براى اعمال خود و بدان كه تنكار و اقسام زاجات و شيوب و بوره و قلى و نوشادر نيز از جمله املاحاند و بالجمله فاعل انعقاد كل حرارت و ماده آن رطوبت و اجزاى لطيفه ترابيه طيبه است و به حسب اختلاف تأثير حرارت و لطافت مواد اقسام آنها مختلف مىگردد مثلًا اگر حرارت به اعتدال باشد و ماده لطيف و ارض طيب اقسام املاح جيده از آن حاصل مىگردد و در اين صورت اگر يبوست بر آن غالب باشد قطعههاى آن بزرگ و سفيد شفاف مىشود و اگر به آن حد نباشد قطعههاى آن كوچك و يا ريزه رخو و اگر حرارت قوى باشد و ماده و ارض نفطى قطعههاى آن بزرگ سرخ رنگ كه بوى نفط از آن آيد تكون مىيابد و اگر حرارت قوى باشد و ماده لطيف و ارض منتن ملح منتن حاصل مىگردد و رنگ آن سياه مىباشد و هم بر اين قياس اقسام ديگر به تفصيلى كه در كتب معادن مذكور است و هندى آن در سياهى كمتر از نفطى و نفطى را چون به تدخين نفطيت آن را زايل سازند مانند ذرانى گردد . طبيعت مطلق آن : در آخر دويّم گرم و خشك و هر چند تلختر باشد گرمتر بود . افعال و خواص آن : محمد بن يعقوب كلينى روايت كند مرفوع از حضرت ابى عبد الله عليه السلام كه حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به على ابن ابى طالب عليه السلام كرده فرمودند يا على افتتاح كن طعام خود را به خوردن نمك و اختتام كن به نمك پس به درستى كه شخصى كه افتتاح كند طعام خود را به نمك و اختتام كند به نمك محفوظ مىماند از هفتاد و دو مرض از جمله آنها جنون و جذام و برص است و در حديث ديگر وارد است از آن حضرت عليه السلام كه هر كه بر لقمه اول طعام خود نمك پاشيده بخورد دور مىشود از آن نمش وجه يعنى لكههايى كه بر صورت مىافتد و در حديث ديگر وارد است از همان حضرت عليه السلام كه حق سبحانه تعالى وحى كرده به سوى حضرت موسى عليه السلام كه اى موسى ابتدا كن به ملح و ختم كن به ملح طعام خود را به درستى كه دوا است هفتاد مرض را كه اهون و اضعف آنها جنون و جذام و برص و وجع حلق و ضرس و بطن است و در حديث ديگر از حضرت رسالت مآب صلى الله عليه و آله و سلم مروى است كه سيد ادام يعنى نانخورش نمك است و نيز در حديث ديگر وارد است كه فرمودند كه هر كه پيش از خوردن هر چيز و بعد از خوردن هر چيز نمك بخورد سيصد و سى مرض از او دفع مىگردد كه اهون آنها جذام است و در حديث ديگر از حضرت ابى عبد الله عليه السلام مروى است كه عقرب گزيد حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله را پس آن حضرت صلى الله عليه و آله لعنت فرمودند عقرب را و فرمودند كه نگذاشتى تو هيچ مؤمنى را كه اذيت نرسانيدى و نه هيچ كافرى را پس نمك طلبيدند و بر آن موضع ماليدند درد ساكن شد پس فرمودند كه اگر مىدانستند مردم چه خاصيت است در ملح هر آينه خواهش نمىكردند به آن ترياق را و احاديث بسيارى در فضيلت ملح وارد است و به اين چند حديث اكتفا نموده شد و موافق اقوال حكماى طبيعيين ملطف و محلل و قابض و مجفف و مسدد و قوّت قبض اين زياده از ساير افعال آنست و تجفيف و تحليل محرق آن زياده از غير محرق و دافع عفونات اخلاط و گدازنده اخلاط جامده و تحليل اسخان ملح مر زياده از ساير اقسام و ملح بريان قوّت تحليل و تلطيف و شورى آن كمتر و چون اين را چند مرتبه غسل دهند مجفف بىلذع گردد و قوّت اسهال آن ضعيف شود و مجموع آنها مسهل بلغم و سودا و ماء اصفر و دافع رطوبات لزجه و سدد و تخمه و فساد طعام و مشهى و نيكو كننده رنگ رخسار و مصلح اغذيه بارده و نيكو كننده طعم اطعمه و بقول و حبوب تفه و حموضات و لحوم و امثال اينهااند و بعضى در اخراج خلطى خاص قوىتر از غير آنست چنانچه مذكور خواهد شد عنقريب . * اعضاء الرأس * ملح اندرانى جهت حدت ذهن و طلاى آن با شحم حنظل جهت قروح حادث در سر و با سركه جهت سعفه و قوبا و با صبر جهت نزلات امراض . * العين * اكتحال آن جهت سلاق و بياض و سبل و تقويت باصره خصوص اندرانى و با مراوريد جهت پاك كردن چرك و جلاى دندان و مضمضه بدان جهت تقويت لثه و دندان كرم خورده و قلع كرده شده خصوص محرق اندرانى آن براى
--> ( 1 ) . ذرانى : ب